freeway

[ایالات متحده]/ˈfriːweɪ/
[بریتانیا]/ˈfriːweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتوبان

جملات نمونه

drive the freeways to work.

رانندگی در بزرگراه ها برای رفتن به سر کار.

I commute to work on the freeway every day.

من هر روز برای رفتن به سر کار از بزرگراه استفاده می کنم.

The freeway was congested during rush hour.

بزرگراه در ساعات اوج ترافیک بسیار شلوغ بود.

We took the freeway to get to the airport quickly.

ما برای رسیدن سریع به فرودگاه از بزرگراه استفاده کردیم.

The freeway exit is coming up soon.

خروجی بزرگراه به زودی پیش رو است.

There was a car accident on the freeway this morning.

امروز صبح یک تصادف رانندگی در بزرگراه رخ داد.

The freeway was closed due to construction.

بزرگراه به دلیل ساخت و ساز بسته شد.

We need to merge onto the freeway from this ramp.

ما باید از این رمپ وارد بزرگراه شویم.

The freeway speed limit is 65 miles per hour.

محدودیت سرعت در بزرگراه 65 مایل در ساعت است.

We can take the scenic route instead of the freeway.

ما می توانیم به جای بزرگراه، مسیر دیدنی را انتخاب کنیم.

The freeway toll booth is up ahead.

کابین عوارضی بزرگراه در پیش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید