friendly match
مسابقه دوستانه
friendlies only
فقط دوستانه
friendlies schedule
برنامه دوستانه
international friendlies
دوستانه بینالمللی
friendly competition
رقابت دوستانه
friendly games
بازیهای دوستانه
preseason friendlies
دوستانه پیش از فصل
local friendlies
دوستانه محلی
friendly rivals
رقبای دوستانه
friendly atmosphere
فضای دوستانه
we invited some friendlies to the party for a fun atmosphere.
ما تعدادی از دوستان را به مهمانی دعوت کردیم تا فضایی سرگرم کننده ایجاد شود.
the team organized a series of friendlies to prepare for the tournament.
تیم یک سری بازی دوستانه را برای آمادگی برای مسابقات سازماندهی کرد.
friendlies can help players build chemistry on the field.
بازیهای دوستانه میتوانند به بازیکنان کمک کنند تا شیمی خود را در زمین بازی ایجاد کنند.
we always enjoy watching friendlies during the off-season.
ما همیشه از تماشای بازیهای دوستانه در فصل پایانی لذت میبریم.
friendlies are a great way to test new strategies.
بازیهای دوستانه راهی عالی برای آزمایش استراتژیهای جدید هستند.
they scheduled several friendlies against local teams.
آنها چندین بازی دوستانه را در برابر تیمهای محلی برنامهریزی کردند.
playing friendlies can help improve team morale.
بازی کردن بازیهای دوستانه میتواند به بهبود روحیه تیم کمک کند.
we often host international friendlies to promote sports.
ما اغلب مسابقات دوستانه بینالمللی را برای ترویج ورزش برگزار میکنیم.
friendlies allow coaches to evaluate player performance.
بازیهای دوستانه به مربیان اجازه میدهد تا عملکرد بازیکنان را ارزیابی کنند.
after a tough season, friendlies are a welcome change.
پس از یک فصل سخت، بازیهای دوستانه یک تغییر دلپذیر هستند.
friendly match
مسابقه دوستانه
friendlies only
فقط دوستانه
friendlies schedule
برنامه دوستانه
international friendlies
دوستانه بینالمللی
friendly competition
رقابت دوستانه
friendly games
بازیهای دوستانه
preseason friendlies
دوستانه پیش از فصل
local friendlies
دوستانه محلی
friendly rivals
رقبای دوستانه
friendly atmosphere
فضای دوستانه
we invited some friendlies to the party for a fun atmosphere.
ما تعدادی از دوستان را به مهمانی دعوت کردیم تا فضایی سرگرم کننده ایجاد شود.
the team organized a series of friendlies to prepare for the tournament.
تیم یک سری بازی دوستانه را برای آمادگی برای مسابقات سازماندهی کرد.
friendlies can help players build chemistry on the field.
بازیهای دوستانه میتوانند به بازیکنان کمک کنند تا شیمی خود را در زمین بازی ایجاد کنند.
we always enjoy watching friendlies during the off-season.
ما همیشه از تماشای بازیهای دوستانه در فصل پایانی لذت میبریم.
friendlies are a great way to test new strategies.
بازیهای دوستانه راهی عالی برای آزمایش استراتژیهای جدید هستند.
they scheduled several friendlies against local teams.
آنها چندین بازی دوستانه را در برابر تیمهای محلی برنامهریزی کردند.
playing friendlies can help improve team morale.
بازی کردن بازیهای دوستانه میتواند به بهبود روحیه تیم کمک کند.
we often host international friendlies to promote sports.
ما اغلب مسابقات دوستانه بینالمللی را برای ترویج ورزش برگزار میکنیم.
friendlies allow coaches to evaluate player performance.
بازیهای دوستانه به مربیان اجازه میدهد تا عملکرد بازیکنان را ارزیابی کنند.
after a tough season, friendlies are a welcome change.
پس از یک فصل سخت، بازیهای دوستانه یک تغییر دلپذیر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید