rivalries

[ایالات متحده]/ˈraɪvəlriz/
[بریتانیا]/ˈraɪvəlriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خصومت یا رقابت بین رقباء

عبارات و ترکیب‌ها

sports rivalries

رقابت‌های ورزشی

rivalries emerge

رقابت‌ها ظهور می‌کنند

historic rivalries

رقابت‌های تاریخی

rivalries intensify

رقابت‌ها تشدید می‌شوند

local rivalries

رقابت‌های محلی

rivalries develop

رقابت‌ها توسعه می‌یابند

fierce rivalries

رقابت‌های شدید

rivalries exist

رقابت‌ها وجود دارند

rivalries thrive

رقابت‌ها رونق می‌یابند

rivalries defined

رقابت‌های تعریف شده

جملات نمونه

rivalries can lead to intense competition in sports.

رقابت‌های شدید در ورزش‌ها می‌تواند ناشی از دشمنی‌ها باشد.

long-standing rivalries often shape the history of nations.

دشمنی‌های دیرینه اغلب شکل‌دهنده تاریخ ملت‌ها هستند.

friendships can sometimes turn into rivalries.

دوستی‌ها گاهی اوقات می‌توانند به دشمنی تبدیل شوند.

rivalries between companies can drive innovation.

دشمنی بین شرکت‌ها می‌تواند نوآوری را تقویت کند.

he thrives in environments filled with rivalries.

او در محیط‌هایی که با دشمنی‌ها پر شده‌اند، شکوفا می‌شود.

the rivalries in the industry are well-known.

دشمنی‌ها در این صنعت به خوبی شناخته شده‌اند.

rivalries often create a sense of urgency.

دشمنی‌ها اغلب احساس ضرورت ایجاد می‌کنند.

rivalries can sometimes lead to unexpected alliances.

دشمنی‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به اتحادهای غیرمنتظره شوند.

many rivalries have deep cultural roots.

بسیاری از دشمنی‌ها ریشه‌های فرهنگی عمیق دارند.

rivalries in academia can influence research funding.

دشمنی در محیط‌های علمی می‌تواند بر بودجه تحقیقات تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید