mashed potatoes
سیبزمینی پوره
roasted potatoes
سیبزمینی برشته
boiled potatoes
سیب زمینی آب پز
potato chips
چیپس سیب زمینی
baked potatoes
سیبزمینی پخته
potato salad
سالاد سیبزمینی
making potatoes
تهیه سیبزمینی
love potatoes
عشق به سیبزمینی
eat potatoes
خوردن سیبزمینی
we had mashed potatoes with gravy for dinner.
ما سیبزمینی پوره با سس گوشت برای شام داشتیم.
she peeled the potatoes quickly and efficiently.
او سیبزمینیها را به سرعت و با کارایی پوست کند.
i love crispy fried potatoes as a side dish.
من عاشق سیبزمینی سرخ شده ترد به عنوان یک غذای جانبی هستم.
the farmer harvested a large crop of potatoes.
کشاورز برداشت بزرگی از سیبزمینی داشت.
could you pass the potatoes, please?
میتوانید سیبزمینیها را به من بدهید، لطفاً؟
they baked potatoes in foil until they were soft.
آنها سیبزمینیها را در فویل پختند تا نرم شوند.
he planted potatoes in the spring.
او سیبزمینیها را در بهار کاشت.
we're making potato salad for the picnic.
ما در حال تهیه سالاد سیبزمینی برای پیکنیک هستیم.
the recipe calls for three pounds of potatoes.
دستور العمل به سه پوند سیبزمینی نیاز دارد.
she stored the potatoes in a cool, dark place.
او سیبزمینیها را در یک مکان خنک و تاریک نگهداری کرد.
he dropped the bag of potatoes on the floor.
او کیسه سیبزمینیها را روی زمین انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید