frisk

[ایالات متحده]/frɪsk/
[بریتانیا]/frɪsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور زنده پریدن یا جست و خیز کردن
n. بازرسی از بدن کسی
vt. به آرامی تکان دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردfrisks
صفت یا فعل حال استمراریfrisking
قسمت سوم فعلfrisked
زمان گذشتهfrisked
جمعfrisks

عبارات و ترکیب‌ها

frisk someone

جس کسی را بازرسی کند

جملات نمونه

spaniels frisked around me.

سگ‌های اسپانیل در اطراف من بازیگوشانه جست و خیز می‌کردند.

Their lively puppy frisks all over the house.

سگ توله پرانرژی آنها در همه جا در خانه جست و خیز می‌کند.

The puppy frisked its tail.

سگ توله دم خود را به بازیگوشی تکان داد.

The thief frisked her of her wallet.

دزد کیف پول او را به سرقت برد.

a horse was frisking his back legs like a colt.

یک اسب در حال جست و خیز با پاهای عقبش مانند یک مادی جوان بود.

The puppy frisked its tail when it saw its master.

وقتی سگ توله ارباب خود را دید، دم خود را به بازیگوشی تکان داد.

A pair of orioles alighted on the frisking branch of a weeping willow.

یک جفت اوریول روی شاخه بازیگوش درخت بید اشک‌ریز نشستند.

نمونه‌های واقعی

How happy the cubs were as they frisked about!

چه قدر توله‌ها خوشحال بودند وقتی با خوشحالی در اطراف بازی می‌کردند!

منبع: American Elementary School English 4

" With Umbridge groping around in the fires and frisking all the owls? "

"? با امبریج که در آتش‌ها جستجو می‌کرد و با تمامOwlها بازی می‌کرد؟"

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Manney says that Hamilton resisted arrest when frisked.

مننی می‌گوید که همیلتون در حالی که دستگیر می‌شد مقاومت کرد.

منبع: AP Listening Collection February 2015

" You have to frisk me. I have another rocket in my pants."

"? باید من را جستجو کنید. من یک موشک دیگر در شلوارم."

منبع: The Big Bang Theory Season 1

Peter Rabbit had spent a happy night frisking about in the Old Pasture.

پیتر خرگوش یک شب شاد را در مراتع قدیمی بازی کرد.

منبع: American Elementary School English 4

And I'm not gonna frisk you to make sure, so let's drop it.

و من قصد ندارم شما را برای اطمینان جستجو کنم، پس بیایید آن را رها کنیم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Before entry, guards frisk all the supporters to assure attendees, basketball players and officials the game will be secure.

قبل از ورود، نگهبانان همه طرفداران را برای اطمینان از امنیت بازی برای تماشاگران، بازیکنان بسکتبال و مقامات جستجو می‌کنند.

منبع: VOA Standard April 2015 Collection

They were frisked, handcuffed, and read their rights.

آنها جستجو شدند، دستبند زدند و حقوقشان را خواندند.

منبع: Psychology Crash Course

I went to the desk and frisked it.

من به میز رفتم و آن را جستجو کردم.

منبع: The Long Farewell (Part Two)

So, in New York, that meant " stop, question and frisk."

بنابراین، در نیویورک، این به معنای "توقف، سوال و جستجو" بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید