frizzed hair
موهای وز
frizzed curls
چکرههای وز
frizzed ends
سر موهای وز
frizzed locks
گیسهای وز
frizzed texture
بافت وز
frizzed strands
تارهای وز
frizzed look
ظاهر وز
frizzed style
استایل وز
frizzed finish
پایان وز
frizzed appearance
ظاهر وز
her hair frizzed in the humidity.
موهای او در اثر رطوبت وز شده بودند.
the frizzed ends of my hair need a trim.
سر موهای وز شده من نیاز به مرتب کردن دارند.
after the rain, my curls always frizzed up.
بعد از باران، چتری من همیشه وز می شدند.
she used a serum to tame her frizzed locks.
او از سرمی برای رام کردن موهای وز شدهاش استفاده کرد.
the stylist recommended products to prevent frizzed hair.
آرایشگر محصولاتی را برای جلوگیری از وز شدن موها توصیه کرد.
my frizzed hair looked unmanageable after the workout.
موهای وز شده من بعد از ورزش غیرقابل کنترل به نظر می رسیدند.
humidity can cause straightened hair to frizz.
رطوبت می تواند باعث وز شدن موهای صاف شود.
she was frustrated with her frizzed hair all day.
او تمام روز از موهای وز شدهاش ناراحت بود.
using a diffuser helped reduce her frizzed curls.
استفاده از یک دیفیوزر به کاهش وزل چتری او کمک کرد.
he noticed his beard frizzed in the cold wind.
او متوجه شد که سبیلش در باد سرد وز شده است.
frizzed hair
موهای وز
frizzed curls
چکرههای وز
frizzed ends
سر موهای وز
frizzed locks
گیسهای وز
frizzed texture
بافت وز
frizzed strands
تارهای وز
frizzed look
ظاهر وز
frizzed style
استایل وز
frizzed finish
پایان وز
frizzed appearance
ظاهر وز
her hair frizzed in the humidity.
موهای او در اثر رطوبت وز شده بودند.
the frizzed ends of my hair need a trim.
سر موهای وز شده من نیاز به مرتب کردن دارند.
after the rain, my curls always frizzed up.
بعد از باران، چتری من همیشه وز می شدند.
she used a serum to tame her frizzed locks.
او از سرمی برای رام کردن موهای وز شدهاش استفاده کرد.
the stylist recommended products to prevent frizzed hair.
آرایشگر محصولاتی را برای جلوگیری از وز شدن موها توصیه کرد.
my frizzed hair looked unmanageable after the workout.
موهای وز شده من بعد از ورزش غیرقابل کنترل به نظر می رسیدند.
humidity can cause straightened hair to frizz.
رطوبت می تواند باعث وز شدن موهای صاف شود.
she was frustrated with her frizzed hair all day.
او تمام روز از موهای وز شدهاش ناراحت بود.
using a diffuser helped reduce her frizzed curls.
استفاده از یک دیفیوزر به کاهش وزل چتری او کمک کرد.
he noticed his beard frizzed in the cold wind.
او متوجه شد که سبیلش در باد سرد وز شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید