wavy hair
موهای موجدار
wavy pattern
الگوی موجدار
wavy ocean
اقیانوس موجدار
she had long, wavy hair.
او موهای بلند و موج دار داشت.
She drew a wavy line under the word.
او یک خط موج دار زیر کلمه کشید.
rich black soil; black, wavy hair.
خاک سیاه غنی؛ موهای سیاه و موج دار.
Wood moved slowly, but not equally, with its mixture of springwood and summerwood, straight and wavy grain, knots, rings and imperfections.
چوب به آرامی اما به طور مساوی با مخلوطی از چوب بهاری و چوب تابستانی، الیاف صاف و موج دار، گره ها، حلقه ها و نقص ها حرکت می کرد.
The wavy limestone resulted from periodic washing of the carbonate marl by the salt-nonsaturated deep water during the period of syngenesis.
رسوبات آهکی موجدار ناشی از شستشوی دوره ای سنگ آهکی کربناته با آب عمیق غیرمتعارف نمک در طول دوره سینژنز بود.
The wavy distribution curve of precipitation formed on the longitudinal-arranged underlying rangegorge landforms.At leeside of range, dry valley formed due to fohn effect.
منحنی توزیع موجدار بارش که بر روی زمینهای فرعی با چیدمان طولی شکل گرفته است. در سمت آرام، دره خشک به دلیل اثر فون شکل گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید