frizzing hair
موهای وز
frizzing effect
اثر وز
frizzing curls
چکرههای وز
frizzing problem
مشکل وز
frizzing solution
راه حل برای وز
frizzing control
کنترل وز
frizzing treatment
درمان وز
frizzing spray
اسپری ضد وز
frizzing serum
سرم ضد وز
frizzing prevention
جلوگیری از وز
my hair started frizzing in the humidity.
موهای من در اثر رطوبت شروع به وز شدن کرد.
she used a serum to prevent her curls from frizzing.
او از سرمی برای جلوگیری از وز شدن حالت هایش استفاده کرد.
frizzing can be a common problem in summer.
وز شدن می تواند یک مشکل رایج در تابستان باشد.
he hates how his hair frizzes after a rain.
او از اینکه موهایش بعد از باران وز می شوند متنفر است.
using the right products can help reduce frizzing.
استفاده از محصولات مناسب می تواند به کاهش وز کمک کند.
she found a new technique to tame her frizzing hair.
او یک تکنیک جدید برای رام کردن موهای وزش خود پیدا کرد.
frizzing often occurs when hair is dry and damaged.
وز شدن اغلب زمانی اتفاق می افتد که موها خشک و آسیب دیده باشند.
he applied a leave-in conditioner to fight frizzing.
او یک نرم کننده بدون نیاز به آب زد تا با وز مقابله کند.
her frizzing hair made her late for the party.
موهای وز او باعث شد دیر به مهمانی برسد.
frizzing can ruin a perfectly styled look.
وز شدن می تواند یک ظاهر به خوبی مرتب شده را خراب کند.
frizzing hair
موهای وز
frizzing effect
اثر وز
frizzing curls
چکرههای وز
frizzing problem
مشکل وز
frizzing solution
راه حل برای وز
frizzing control
کنترل وز
frizzing treatment
درمان وز
frizzing spray
اسپری ضد وز
frizzing serum
سرم ضد وز
frizzing prevention
جلوگیری از وز
my hair started frizzing in the humidity.
موهای من در اثر رطوبت شروع به وز شدن کرد.
she used a serum to prevent her curls from frizzing.
او از سرمی برای جلوگیری از وز شدن حالت هایش استفاده کرد.
frizzing can be a common problem in summer.
وز شدن می تواند یک مشکل رایج در تابستان باشد.
he hates how his hair frizzes after a rain.
او از اینکه موهایش بعد از باران وز می شوند متنفر است.
using the right products can help reduce frizzing.
استفاده از محصولات مناسب می تواند به کاهش وز کمک کند.
she found a new technique to tame her frizzing hair.
او یک تکنیک جدید برای رام کردن موهای وزش خود پیدا کرد.
frizzing often occurs when hair is dry and damaged.
وز شدن اغلب زمانی اتفاق می افتد که موها خشک و آسیب دیده باشند.
he applied a leave-in conditioner to fight frizzing.
او یک نرم کننده بدون نیاز به آب زد تا با وز مقابله کند.
her frizzing hair made her late for the party.
موهای وز او باعث شد دیر به مهمانی برسد.
frizzing can ruin a perfectly styled look.
وز شدن می تواند یک ظاهر به خوبی مرتب شده را خراب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید