fluffing

[ایالات متحده]/[ˈflʌfɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈflʌfɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کردن چیزی سبک و هوایی با تکان دادن یا دمیدن در آن؛ افزودن جزئیات غیرضروری یا جزئی به چیزی.
adj. سبک و هوایی؛ پف‌دار.
n. عمل پف‌زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

fluffing pillows

تودرودن چرخ‌های خواب

fluffing up

تودرودن

fluffing feathers

تودرودن پر

fluffing hair

تودرودن مو

fluffing cotton

تودرودن پنبه

fluffing around

تودرودن در اطراف

fluffed up

تودروده شده

fluffing the bed

تودرودن تخت

fluffing fabric

تودرودن پارچه

fluffing it up

تودرودن آن

جملات نمونه

she spent the morning fluffing pillows and arranging flowers.

او صبح را با پر کردن دستکش‌ها و چیدن گل‌ها گذراند.

the baker was fluffing the pastry dough before baking.

بیکر قبل از پختن، دوغ پیتزا را پر کرده بود.

he enjoyed fluffing his hair in the mirror.

او لذت می‌برد که موی خود را در آینه پر می‌کرد.

the stylist expertly fluffing the model's hair for the photoshoot.

ستیلیست مو مدل را به طور حرفه‌ای برای فتوشاپ پر می‌کرد.

i like the feeling of fluffing a soft blanket.

من احساس پر کردن یک تاپیک نرم را دوست دارم.

she was fluffing her skirt to make it look fuller.

او پر کردن لباسش را انجام می‌داد تا به نظر بیشتری برسد.

the chef was fluffing the mashed potatoes with a fork.

شکیف با یک چنگال پر کردن سیب زمینی‌های پرکرده را انجام می‌داد.

he started the day by fluffing his cushions on the sofa.

او با پر کردن دستکش‌های خود روی نشاسته روز را شروع کرد.

the dog loved having its fur fluffing by the groomer.

سگ دوست داشت که موی خود را توسط مربی مو پر کند.

she was fluffing the curtains to give the room a brighter look.

او پر کردن پرده‌ها را انجام می‌داد تا اتاق به نظر روشن‌تری برسد.

the pastry chef carefully fluffing the meringue for the dessert.

شکیف پیتزا با دقت مربی را برای دسر پر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید