frizzles and sizzles
جرقهها و صداهای جلز ولز
frizzles of laughter
جرقههای خنده
frizzles with excitement
جرقههای هیجان
frizzles of joy
جرقههای شادی
frizzles of sound
جرقههای صدا
frizzles of energy
جرقههای انرژی
frizzles of steam
جرقههای بخار
the heat from the sun frizzles the leaves on the pavement.
گرما از خورشید باعث میشود برگهای روی پیادهروها فرایزند.
her hair frizzles in the humidity.
موهای او در هوای مرطوب فر میشوند.
he frizzles the bacon in the pan until it's crispy.
او تا زمانی که ترد شود، بیکن را در تابه فرآوری میکند.
the electrical wires frizzled and sparked.
سیمهای برق فراییند و جرقه میزدند.
she frizzles the paper to create a unique texture.
او کاغذ را فرآوری میکند تا بافتی منحصر به فرد ایجاد کند.
the rain frizzles the chalk drawing on the sidewalk.
باران نقاشی گچ را روی پیادهرو فرآوری میکند.
he likes to frizzle his vegetables before serving.
او دوست دارد قبل از سرو کردن سبزیجات خود را فرآوری کند.
the fireworks frizzled in the sky, creating a beautiful display.
آتشبازیها در آسمان فراییند و نمایش زیبایی ایجاد کردند.
as the storm approached, the wind frizzled through the trees.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، باد از میان درختان فرآوری میشد.
she watched as the paint frizzled on the canvas.
او تماشا کرد که رنگ روی بوم فرآوری میشود.
frizzles and sizzles
جرقهها و صداهای جلز ولز
frizzles of laughter
جرقههای خنده
frizzles with excitement
جرقههای هیجان
frizzles of joy
جرقههای شادی
frizzles of sound
جرقههای صدا
frizzles of energy
جرقههای انرژی
frizzles of steam
جرقههای بخار
the heat from the sun frizzles the leaves on the pavement.
گرما از خورشید باعث میشود برگهای روی پیادهروها فرایزند.
her hair frizzles in the humidity.
موهای او در هوای مرطوب فر میشوند.
he frizzles the bacon in the pan until it's crispy.
او تا زمانی که ترد شود، بیکن را در تابه فرآوری میکند.
the electrical wires frizzled and sparked.
سیمهای برق فراییند و جرقه میزدند.
she frizzles the paper to create a unique texture.
او کاغذ را فرآوری میکند تا بافتی منحصر به فرد ایجاد کند.
the rain frizzles the chalk drawing on the sidewalk.
باران نقاشی گچ را روی پیادهرو فرآوری میکند.
he likes to frizzle his vegetables before serving.
او دوست دارد قبل از سرو کردن سبزیجات خود را فرآوری کند.
the fireworks frizzled in the sky, creating a beautiful display.
آتشبازیها در آسمان فراییند و نمایش زیبایی ایجاد کردند.
as the storm approached, the wind frizzled through the trees.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، باد از میان درختان فرآوری میشد.
she watched as the paint frizzled on the canvas.
او تماشا کرد که رنگ روی بوم فرآوری میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید