frizzles

[ایالات متحده]/ˈfrɪzlz/
[بریتانیا]/ˈfrɪzlz/

ترجمه

v. باعث پیچیدگی یا کاهش اندازه شدن؛ ایجاد صدای سوزش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

frizzles and sizzles

جرقه‌ها و صداهای جلز ولز

frizzles of laughter

جرقه‌های خنده

frizzles with excitement

جرقه‌های هیجان

frizzles of joy

جرقه‌های شادی

frizzles of sound

جرقه‌های صدا

frizzles of energy

جرقه‌های انرژی

frizzles of steam

جرقه‌های بخار

جملات نمونه

the heat from the sun frizzles the leaves on the pavement.

گرما از خورشید باعث می‌شود برگ‌های روی پیاده‌روها فرایزند.

her hair frizzles in the humidity.

موهای او در هوای مرطوب فر می‌شوند.

he frizzles the bacon in the pan until it's crispy.

او تا زمانی که ترد شود، بیکن را در تابه فرآوری می‌کند.

the electrical wires frizzled and sparked.

سیم‌های برق فراییند و جرقه می‌زدند.

she frizzles the paper to create a unique texture.

او کاغذ را فرآوری می‌کند تا بافتی منحصر به فرد ایجاد کند.

the rain frizzles the chalk drawing on the sidewalk.

باران نقاشی گچ را روی پیاده‌رو فرآوری می‌کند.

he likes to frizzle his vegetables before serving.

او دوست دارد قبل از سرو کردن سبزیجات خود را فرآوری کند.

the fireworks frizzled in the sky, creating a beautiful display.

آتش‌بازی‌ها در آسمان فراییند و نمایش زیبایی ایجاد کردند.

as the storm approached, the wind frizzled through the trees.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، باد از میان درختان فرآوری می‌شد.

she watched as the paint frizzled on the canvas.

او تماشا کرد که رنگ روی بوم فرآوری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید