frocked

[ایالات متحده]/frɒkt/
[بریتانیا]/frɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس یا پیراهن زنانه; لباس پوشیده شده توسط یک کشیش; یک پوشش بیرونی گشاد; (Frock) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

frocked up

لباس پوشیده

frocked out

لباس پوشیده

frocked ladies

خانم‌های لباس پوشیده

frocked style

سبک لباس پوشیده

frocked event

رویداد لباس پوشیده

frocked fashion

مد لباس پوشیده

frocked appearance

ظاهر لباس پوشیده

frocked performance

اجای لباس پوشیده

frocked design

طراحی لباس پوشیده

frocked theme

موضوع لباس پوشیده

جملات نمونه

she was frocked in a beautiful gown for the ceremony.

او در یک لباس زیبا برای مراسم لباس پوشیده بود.

the children were frocked in colorful costumes for the play.

کودکان برای نمایش با لباس‌های رنگارنگ لباس پوشیده بودند.

he frocked himself in a traditional outfit for the festival.

او برای جشنواره با لباس سنتی لباس پوشید.

they frocked their dolls in handmade dresses.

آنها عروسک‌های خود را با لباس‌های دست‌ساز لباس پوشاندند.

she frocked her hair with a lovely ribbon.

او موهایش را با یک روبان زیبا تزئین کرد.

the artist frocked the canvas with vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ‌های زنده رنگ آمیزی کرد.

he was frocked in a suit for the important meeting.

او برای جلسه مهم با کت و شلوار لباس پوشیده بود.

the bride was frocked elegantly for her special day.

عروس به طور شیک برای روز خاص خود لباس پوشید.

the team frocked themselves in matching jerseys for the game.

تیم برای بازی لباس‌های ورزشی یکسان پوشیدند.

she frocked her pet in a cute outfit for the photoshoot.

او حیوان خانگی خود را با یک لباس زیبا برای عکاسی لباس پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید