frocked up
لباس پوشیده
frocked out
لباس پوشیده
frocked ladies
خانمهای لباس پوشیده
frocked style
سبک لباس پوشیده
frocked event
رویداد لباس پوشیده
frocked fashion
مد لباس پوشیده
frocked appearance
ظاهر لباس پوشیده
frocked performance
اجای لباس پوشیده
frocked design
طراحی لباس پوشیده
frocked theme
موضوع لباس پوشیده
she was frocked in a beautiful gown for the ceremony.
او در یک لباس زیبا برای مراسم لباس پوشیده بود.
the children were frocked in colorful costumes for the play.
کودکان برای نمایش با لباسهای رنگارنگ لباس پوشیده بودند.
he frocked himself in a traditional outfit for the festival.
او برای جشنواره با لباس سنتی لباس پوشید.
they frocked their dolls in handmade dresses.
آنها عروسکهای خود را با لباسهای دستساز لباس پوشاندند.
she frocked her hair with a lovely ribbon.
او موهایش را با یک روبان زیبا تزئین کرد.
the artist frocked the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم نقاشی را با رنگهای زنده رنگ آمیزی کرد.
he was frocked in a suit for the important meeting.
او برای جلسه مهم با کت و شلوار لباس پوشیده بود.
the bride was frocked elegantly for her special day.
عروس به طور شیک برای روز خاص خود لباس پوشید.
the team frocked themselves in matching jerseys for the game.
تیم برای بازی لباسهای ورزشی یکسان پوشیدند.
she frocked her pet in a cute outfit for the photoshoot.
او حیوان خانگی خود را با یک لباس زیبا برای عکاسی لباس پوشاند.
frocked up
لباس پوشیده
frocked out
لباس پوشیده
frocked ladies
خانمهای لباس پوشیده
frocked style
سبک لباس پوشیده
frocked event
رویداد لباس پوشیده
frocked fashion
مد لباس پوشیده
frocked appearance
ظاهر لباس پوشیده
frocked performance
اجای لباس پوشیده
frocked design
طراحی لباس پوشیده
frocked theme
موضوع لباس پوشیده
she was frocked in a beautiful gown for the ceremony.
او در یک لباس زیبا برای مراسم لباس پوشیده بود.
the children were frocked in colorful costumes for the play.
کودکان برای نمایش با لباسهای رنگارنگ لباس پوشیده بودند.
he frocked himself in a traditional outfit for the festival.
او برای جشنواره با لباس سنتی لباس پوشید.
they frocked their dolls in handmade dresses.
آنها عروسکهای خود را با لباسهای دستساز لباس پوشاندند.
she frocked her hair with a lovely ribbon.
او موهایش را با یک روبان زیبا تزئین کرد.
the artist frocked the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم نقاشی را با رنگهای زنده رنگ آمیزی کرد.
he was frocked in a suit for the important meeting.
او برای جلسه مهم با کت و شلوار لباس پوشیده بود.
the bride was frocked elegantly for her special day.
عروس به طور شیک برای روز خاص خود لباس پوشید.
the team frocked themselves in matching jerseys for the game.
تیم برای بازی لباسهای ورزشی یکسان پوشیدند.
she frocked her pet in a cute outfit for the photoshoot.
او حیوان خانگی خود را با یک لباس زیبا برای عکاسی لباس پوشاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید