robed

[ایالات متحده]/rəʊbd/
[بریتانیا]/roʊbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی robe
adj. پوشیده در یک ردا

عبارات و ترکیب‌ها

robed figure

چهره پوشیده

robed priest

کشیش پوشیده

robed woman

زن پوشیده

robed man

مرد پوشیده

robed in white

پوشیده به رنگ سفید

robed in black

پوشیده به رنگ سیاه

robed figurehead

چهره پوشیده

robed attendant

خدمتکار پوشیده

robed sage

حکیم پوشیده

robed deity

خداوند پوشیده

جملات نمونه

the robed figure entered the room quietly.

شخصیت با لباس وارد اتاق به آرامی شد.

he was robed in a magnificent cloak during the ceremony.

او در طول مراسم با یک شنل باشکوه لباس پوشیده بود.

the robed priest offered blessings to the congregation.

کشیش با لباس به جمع حاضر برکت داد.

she admired the robed dancers at the festival.

او رقصندگان با لباس را در جشنواره تحسین کرد.

the robed monks walked in silence through the temple.

راهبان با لباس در سکوت از طریق معبد عبور کردند.

in the painting, a robed woman held a lantern.

در نقاشی، یک زن با لباس یک فانوس نگه داشت.

the robed judge presided over the court proceedings.

قاضی با لباس بر روند دادگاه نظارت داشت.

they saw a robed figure standing on the hill.

آنها یک شخصیت با لباس را در حال ایستادن روی تپه دیدند.

the robed scholars discussed ancient texts.

دانشمندان با لباس متون باستانی را مورد بحث قرار دادند.

during the play, the robed character revealed a secret.

در طول نمایش، شخصیت با لباس یک راز را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید