frocking

[ایالات متحده]/ˈfrɒkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfrɑːkɪŋ/

ترجمه

n. ماده‌ای که برای لباس‌های رسمی مردانه استفاده می‌شود
v. پوشیدن یک کت فُرک؛ تأیید کردن (شکل حال استمراری frock)

عبارات و ترکیب‌ها

frocking amazing

بسیار شگفت انگیز

frocking fun

بسیار سرگرم کننده

frocking great

بسیار عالی

frocking awesome

بسیار عالی

frocking beautiful

بسیار زیبا

frocking cool

بسیار خنک

frocking brilliant

بسیار درخشان

frocking ridiculous

بسیار مضحک

frocking hilarious

بسیار خنده دار

frocking perfect

بسیار عالی

جملات نمونه

she was frocking around the house in her new dress.

او در حال خوشگذرانی و بازیگوشی در خانه با لباس جدیدش بود.

he spent the afternoon frocking about in the garden.

او بعد از ظهر را با خوشگذرانی و بازیگوشی در باغ گذراند.

the children were frocking in the park after school.

بچه‌ها بعد از مدرسه در پارک خوشگذرانی و بازیگوشی می‌کردند.

she loves frocking up for special occasions.

او عاشق خوشگذرانی و لباس پوشیدن برای مناسبت‌های خاص است.

they were frocking together at the festival.

آنها در جشنواره با هم خوشگذرانی و بازیگوشی می‌کردند.

he was frocking with his friends all weekend.

او آخر هفته با دوستانش خوشگذرانی و بازیگوشی می‌کرد.

frocking around the city, they discovered hidden gems.

در حالی که در شهر خوشگذرانی و بازیگوشی می‌کردند، مرواریدهای پنهان را کشف کردند.

she enjoys frocking in vintage clothing.

او از خوشگذرانی و لباس پوشیدن با لباس‌های قدیمی لذت می‌برد.

frocking at the beach is her favorite summer activity.

خوشگذرانی و بازیگوشی در ساحل مورد علاقه فعالیت تابستانی اوست.

they were frocking in the rain, laughing and playing.

آنها در باران خوشگذرانی و بازیگوشی می‌کردند، می‌خندیدند و بازی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید