frocking amazing
بسیار شگفت انگیز
frocking fun
بسیار سرگرم کننده
frocking great
بسیار عالی
frocking awesome
بسیار عالی
frocking beautiful
بسیار زیبا
frocking cool
بسیار خنک
frocking brilliant
بسیار درخشان
frocking ridiculous
بسیار مضحک
frocking hilarious
بسیار خنده دار
frocking perfect
بسیار عالی
she was frocking around the house in her new dress.
او در حال خوشگذرانی و بازیگوشی در خانه با لباس جدیدش بود.
he spent the afternoon frocking about in the garden.
او بعد از ظهر را با خوشگذرانی و بازیگوشی در باغ گذراند.
the children were frocking in the park after school.
بچهها بعد از مدرسه در پارک خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند.
she loves frocking up for special occasions.
او عاشق خوشگذرانی و لباس پوشیدن برای مناسبتهای خاص است.
they were frocking together at the festival.
آنها در جشنواره با هم خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند.
he was frocking with his friends all weekend.
او آخر هفته با دوستانش خوشگذرانی و بازیگوشی میکرد.
frocking around the city, they discovered hidden gems.
در حالی که در شهر خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند، مرواریدهای پنهان را کشف کردند.
she enjoys frocking in vintage clothing.
او از خوشگذرانی و لباس پوشیدن با لباسهای قدیمی لذت میبرد.
frocking at the beach is her favorite summer activity.
خوشگذرانی و بازیگوشی در ساحل مورد علاقه فعالیت تابستانی اوست.
they were frocking in the rain, laughing and playing.
آنها در باران خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند، میخندیدند و بازی میکردند.
frocking amazing
بسیار شگفت انگیز
frocking fun
بسیار سرگرم کننده
frocking great
بسیار عالی
frocking awesome
بسیار عالی
frocking beautiful
بسیار زیبا
frocking cool
بسیار خنک
frocking brilliant
بسیار درخشان
frocking ridiculous
بسیار مضحک
frocking hilarious
بسیار خنده دار
frocking perfect
بسیار عالی
she was frocking around the house in her new dress.
او در حال خوشگذرانی و بازیگوشی در خانه با لباس جدیدش بود.
he spent the afternoon frocking about in the garden.
او بعد از ظهر را با خوشگذرانی و بازیگوشی در باغ گذراند.
the children were frocking in the park after school.
بچهها بعد از مدرسه در پارک خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند.
she loves frocking up for special occasions.
او عاشق خوشگذرانی و لباس پوشیدن برای مناسبتهای خاص است.
they were frocking together at the festival.
آنها در جشنواره با هم خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند.
he was frocking with his friends all weekend.
او آخر هفته با دوستانش خوشگذرانی و بازیگوشی میکرد.
frocking around the city, they discovered hidden gems.
در حالی که در شهر خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند، مرواریدهای پنهان را کشف کردند.
she enjoys frocking in vintage clothing.
او از خوشگذرانی و لباس پوشیدن با لباسهای قدیمی لذت میبرد.
frocking at the beach is her favorite summer activity.
خوشگذرانی و بازیگوشی در ساحل مورد علاقه فعالیت تابستانی اوست.
they were frocking in the rain, laughing and playing.
آنها در باران خوشگذرانی و بازیگوشی میکردند، میخندیدند و بازی میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید