froufrou

[ایالات متحده]/ˈfruː.fruː/
[بریتانیا]/ˈfruː.fruː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای خش خش؛ تزئینات بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

froufrou dress

لباس فر وفر

froufrou cafe

کافه فر وفر

froufrou hairstyle

مدل موی فر وفر

froufrou decor

دکور فر وفر

froufrou party

جشن فر وفر

froufrou outfit

لباس فر وفر

froufrou cake

کیک فر وفر

froufrou accessories

لوازم جانبی فر وفر

froufrou atmosphere

فضای فر وفر

froufrou invitation

دعوتنامه فر وفر

جملات نمونه

she wore a dress with a lot of froufrou.

او لباسی با تزئینات فراوان پوشیده بود.

the party decorations were full of froufrou.

تزئینات مهمانی پر از تزئینات فراوان بود.

he doesn't like all the froufrou in her style.

او از همه تزئینات فراوان در سبک او خوشش نمی آید.

the wedding cake was adorned with froufrou icing.

کیک عروسی با خمیر تزئینات فراوان تزئین شده بود.

her hair had too much froufrou for my taste.

موهای او برای سلیقه من زیاده از حد تزئینات فراوان داشت.

the room was filled with froufrou pillows.

اتاق پر از بالش های تزئینات فراوان بود.

he prefers a simple style over all the froufrou.

او ترجیح می دهد به جای همه تزئینات فراوان، یک سبک ساده داشته باشد.

froufrou details can make an outfit stand out.

جزئیات تزئینات فراوان می توانند باعث شوند یک لباس خاص به نظر برسد.

the fashion show featured a lot of froufrou designs.

نمایش مد دارای طرح های تزئینات فراوان زیادی بود.

she added some froufrou to her living room decor.

او تزئینات فراوان به دکوراسیون اتاق نشیمن خود اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید