fruitage

[ایالات متحده]/ˈfruːtɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈfruːtɪdʒ/

ترجمه

n. میوه یا محصول گیاهان؛ نتیجه یا عواقب چیزی
Word Forms
جمعfruitages

عبارات و ترکیب‌ها

fruitage of labor

ثمره تلاش

fruitage of time

ثمره زمان

fruitage of ideas

ثمره ایده‌ها

fruitage of efforts

ثمره تلاش‌ها

fruitage of knowledge

ثمره دانش

fruitage of experience

ثمره تجربه

fruitage of dreams

ثمره رویاها

fruitage of success

ثمره موفقیت

fruitage of relationships

ثمره روابط

fruitage of creativity

ثمره خلاقیت

جملات نمونه

the fruitage of their hard work was evident in the successful project.

نتیجه تلاش‌های سخت آن‌ها در پروژه موفق آشکار بود.

she was pleased with the fruitage of her studies after passing the exam.

او از نتیجه تحصیلاتش پس از قبولی در امتحان خرسند بود.

the fruitage of teamwork can lead to innovative solutions.

نتیجه کار تیمی می‌تواند منجر به راه حل‌های نوآورانه شود.

after years of dedication, he finally saw the fruitage of his efforts.

پس از سال‌ها تلاش، او بالاخره نتیجه تلاش‌های خود را دید.

the fruitage of their collaboration was a groundbreaking discovery.

نتیجه همکاری آن‌ها یک کشف بزرگ بود.

investing in education often yields fruitful fruitage for society.

سرمایه‌گذاری در آموزش اغلب نتایج مثمرثمری برای جامعه به همراه دارد.

the fruitage of nature's beauty can be seen in the blooming flowers.

می‌توان زیبایی‌های طبیعت را در شکوفه‌های گل دید.

her dedication to the project resulted in a rich fruitage of ideas.

تعهد او به پروژه منجر به نتایج غنی از ایده‌ها شد.

the fruitage of his research will benefit future generations.

نتیجه تحقیقات او به نسل‌های آینده کمک خواهد کرد.

they celebrated the fruitage of their labor with a big feast.

آن‌ها نتیجه تلاش خود را با یک جشن بزرگ جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید