fuckings

[ایالات متحده]/ˈfʌkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfʌkɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لعنتی; آزاردهنده; زشت; بی‌کیفیت; دشوار; سخت برای انجام; به هم ریخته; گیج کننده

عبارات و ترکیب‌ها

fucking awesome

عجب برنامه!

fucking crazy

به طرز وحشتناکی دیوانه کننده!

fucking stupid

به طرز احمقانه ای!

fucking amazing

به طرز شگفت انگیزی!

fucking hard

به طرز فوق العاده ای سخت!

fucking great

عالی!

fucking perfect

کاملا عالی!

fucking serious

به طرز جدی!

fucking right

کاملا درست!

fucking tired

به طرز خسته کننده ای!

جملات نمونه

these fuckings are really annoying.

این ها واقعا آزاردهنده هستند.

what the fuckings are you talking about?

شما درباره چه چیزی صحبت می کنید؟

stop with the fuckings already!

دیگه با این ها تمومش کنید!

i'm tired of these fuckings excuses.

من از این بهانه های این ها خسته شدم.

those fuckings made a huge mess.

آن ها یک گند بزرگ به وجود آوردند.

why do you always bring up the fuckings topic?

چرا همیشه موضوع این ها را مطرح می کنید؟

can you believe their fuckings attitude?

می توانید رفتار آن ها را باور کنید؟

i'm done with all this fuckings drama.

من با تمام این درام این ها تمام شده ام.

don't let those fuckings get to you.

نذارید این ها شما رو ناراحت کنن.

i'm sick of the same old fuckings routine.

من از این روال تکراری این ها خسته شدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید