fudges

[ایالات متحده]/fʌdʒɪz/
[بریتانیا]/fʌdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای اجتناب از دادن پاسخ مستقیم؛ برای تغییر یا جعل؛ برای صحبت به طور مبهم؛ برای طفره رفتن
n. شیرینی نرم ساخته شده از شکر و کره؛ عمل اجتناب از یک مشکل یا مسئله

عبارات و ترکیب‌ها

fudges the truth

حقیقت را تحریف می‌کند

fudges the numbers

اعداد را تحریف می‌کند

fudges the details

جزئیات را تحریف می‌کند

fudges on facts

در مورد حقایق دستکاری می‌کند

fudges the issue

مسئله را تحریف می‌کند

fudges the evidence

شواهد را تحریف می‌کند

fudges the report

گزارش را تحریف می‌کند

fudges the results

نتایج را تحریف می‌کند

fudges the answer

جواب را تحریف می‌کند

fudges the timeline

جدول زمانی را تحریف می‌کند

جملات نمونه

he fudges the numbers to make the report look better.

او اعداد را دستکاری می‌کند تا گزارش بهتر به نظر برسد.

she always fudges her homework to avoid getting in trouble.

او همیشه تکالیفش را دستکاری می‌کند تا از دردسر دور باشد.

the politician fudges the truth to win votes.

آن سیاستمدار برای به دست آوردن رای، حقیقت را دستکاری می‌کند.

he fudges his way through the interview with vague answers.

او با پاسخ‌های مبهم، به طور غیرصادقانه از مصاحبه عبور می‌کند.

don't fudge the details; we need accuracy.

جزئیات را دستکاری نکنید؛ ما به دقت نیاز داریم.

she fudges her age when asked by strangers.

او وقتی افراد غریبه از او سنش را می‌پرسند، آن را دستکاری می‌کند.

he fudges the rules to get ahead in the game.

او قوانین را دستکاری می‌کند تا در بازی پیشی بگیرد.

she tends to fudge her achievements to impress others.

او معمولاً دستاوردهای خود را برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران دستکاری می‌کند.

he fudges his resume to make himself look more qualified.

او رزومه خود را دستکاری می‌کند تا خود را بیشتر واجد شرایط نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید