fudges the truth
حقیقت را تحریف میکند
fudges the numbers
اعداد را تحریف میکند
fudges the details
جزئیات را تحریف میکند
fudges on facts
در مورد حقایق دستکاری میکند
fudges the issue
مسئله را تحریف میکند
fudges the evidence
شواهد را تحریف میکند
fudges the report
گزارش را تحریف میکند
fudges the results
نتایج را تحریف میکند
fudges the answer
جواب را تحریف میکند
fudges the timeline
جدول زمانی را تحریف میکند
he fudges the numbers to make the report look better.
او اعداد را دستکاری میکند تا گزارش بهتر به نظر برسد.
she always fudges her homework to avoid getting in trouble.
او همیشه تکالیفش را دستکاری میکند تا از دردسر دور باشد.
the politician fudges the truth to win votes.
آن سیاستمدار برای به دست آوردن رای، حقیقت را دستکاری میکند.
he fudges his way through the interview with vague answers.
او با پاسخهای مبهم، به طور غیرصادقانه از مصاحبه عبور میکند.
don't fudge the details; we need accuracy.
جزئیات را دستکاری نکنید؛ ما به دقت نیاز داریم.
she fudges her age when asked by strangers.
او وقتی افراد غریبه از او سنش را میپرسند، آن را دستکاری میکند.
he fudges the rules to get ahead in the game.
او قوانین را دستکاری میکند تا در بازی پیشی بگیرد.
she tends to fudge her achievements to impress others.
او معمولاً دستاوردهای خود را برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران دستکاری میکند.
he fudges his resume to make himself look more qualified.
او رزومه خود را دستکاری میکند تا خود را بیشتر واجد شرایط نشان دهد.
fudges the truth
حقیقت را تحریف میکند
fudges the numbers
اعداد را تحریف میکند
fudges the details
جزئیات را تحریف میکند
fudges on facts
در مورد حقایق دستکاری میکند
fudges the issue
مسئله را تحریف میکند
fudges the evidence
شواهد را تحریف میکند
fudges the report
گزارش را تحریف میکند
fudges the results
نتایج را تحریف میکند
fudges the answer
جواب را تحریف میکند
fudges the timeline
جدول زمانی را تحریف میکند
he fudges the numbers to make the report look better.
او اعداد را دستکاری میکند تا گزارش بهتر به نظر برسد.
she always fudges her homework to avoid getting in trouble.
او همیشه تکالیفش را دستکاری میکند تا از دردسر دور باشد.
the politician fudges the truth to win votes.
آن سیاستمدار برای به دست آوردن رای، حقیقت را دستکاری میکند.
he fudges his way through the interview with vague answers.
او با پاسخهای مبهم، به طور غیرصادقانه از مصاحبه عبور میکند.
don't fudge the details; we need accuracy.
جزئیات را دستکاری نکنید؛ ما به دقت نیاز داریم.
she fudges her age when asked by strangers.
او وقتی افراد غریبه از او سنش را میپرسند، آن را دستکاری میکند.
he fudges the rules to get ahead in the game.
او قوانین را دستکاری میکند تا در بازی پیشی بگیرد.
she tends to fudge her achievements to impress others.
او معمولاً دستاوردهای خود را برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران دستکاری میکند.
he fudges his resume to make himself look more qualified.
او رزومه خود را دستکاری میکند تا خود را بیشتر واجد شرایط نشان دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید