fuelings

[ایالات متحده]/ˈfjʊəlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfjulɪŋz/

ترجمه

v. عمل تأمین سوخت

عبارات و ترکیب‌ها

frequent fuelings

تعبیه سوخت مکرر

rapid fuelings

تعبیه سوخت سریع

scheduled fuelings

تعبیه سوخت زمان‌بندی‌شده

emergency fuelings

تعبیه سوخت اضطراری

costly fuelings

تعبیه سوخت پرهزینه

necessary fuelings

تعبیه سوخت ضروری

efficient fuelings

تعبیه سوخت کارآمد

manual fuelings

تعبیه سوخت دستی

automated fuelings

تعبیه سوخت خودکار

جملات نمونه

regular fuelings are essential for maintaining energy levels.

مصرف منظم سوخت‌گیری برای حفظ سطح انرژی ضروری است.

the athlete scheduled multiple fuelings during the marathon.

دوچرخه‌سوار چندین بار سوخت‌گیری را در طول ماراتن برنامه‌ریزی کرد.

she prefers healthy fuelings to keep her performance high.

او ترجیح می‌دهد سوخت‌گیری سالم داشته باشد تا عملکرد خود را در سطح بالایی نگه دارد.

fuelings can significantly impact your workout results.

سوخت‌گیری می‌تواند به طور قابل توجهی بر نتایج تمرین شما تأثیر بگذارد.

plan your fuelings to optimize your training sessions.

برای بهینه‌سازی جلسات تمرینی خود، سوخت‌گیری خود را برنامه‌ریزی کنید.

he always carries snacks for quick fuelings on the go.

او همیشه میان‌وعده‌ها را برای سوخت‌گیری سریع در حال حرکت همراه دارد.

proper fuelings before a race can enhance endurance.

سوخت‌گیری مناسب قبل از مسابقه می‌تواند استقامت را افزایش دهد.

she tracks her fuelings to ensure balanced nutrition.

او سوخت‌گیری خود را پیگیری می‌کند تا از تغذیه متعادل اطمینان حاصل کند.

fuelings are crucial for recovery after intense workouts.

سوخت‌گیری برای ریکاوری پس از تمرینات شدید بسیار مهم است.

he experimented with different fuelings to find what works best.

او با انواع مختلف سوخت‌گیری آزمایش کرد تا بفهمد چه چیزی بهترین نتیجه را می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید