full-size

[ایالات متحده]/ˌfʊlˈsaɪz/
[بریتانیا]/ˌfʊlˈsaɪz/

ترجمه

adj. با اندازه اصلی یا نرمال
n. ابعاد یا مقیاس کامل

عبارات و ترکیب‌ها

full-size bed

تختخواب سایز بزرگ

full-size image

تصویر با سایز بزرگ

full-size truck

کامیون سایز بزرگ

full-size keyboard

صفحه کلید با سایز بزرگ

full-size screen

صفحه نمایش با سایز بزرگ

full-size suit

کت و شلوار سایز بزرگ

full-sized photo

عکس با سایز بزرگ

getting full-size

دریافت سایز بزرگ

full-size version

نسخه با سایز بزرگ

full-size print

چاپ با سایز بزرگ

جملات نمونه

we bought a full-size bed for our new apartment.

ما یک تخت دو نفره برای آپارتمان جدیدمان خریدیم.

the full-size pickup truck is perfect for hauling lumber.

کامیون وانت سایز بزرگ برای حمل چوب عالی است.

she prefers a full-size keyboard for comfortable typing.

او ترجیح می دهد از یک صفحه کلید سایز بزرگ برای تایپ راحت استفاده کند.

the restaurant offers a full-size menu with many options.

رستوران یک منوی کامل با گزینه های متعدد ارائه می دهد.

he needed a full-size suit for the important business meeting.

او برای جلسه مهم تجاری به یک کت و شلوار سایز بزرگ نیاز داشت.

the museum displayed a full-size replica of the ancient ship.

موزه یک نسخه کامل از کشتی باستانی را به نمایش گذاشت.

the full-size image looked much better on the large screen.

تصویر سایز بزرگ روی صفحه نمایش بزرگتر بسیار بهتر به نظر می رسید.

they designed a full-size layout of the new office space.

آنها یک طرح کامل از فضای دفتر جدید طراحی کردند.

the full-size poster was hung on the wall for promotion.

پوستر سایز بزرگ برای تبلیغات روی دیوار نصب شد.

the architect created a full-size model to test the design.

معمار یک مدل سایز بزرگ برای آزمایش طراحی ایجاد کرد.

we ordered a full-size pizza to share with everyone.

ما یک پیتزای سایز بزرگ سفارش دادیم تا با همه تقسیم کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید