fund-raiser

[ایالات متحده]/ˈfʌndˌreɪ.zər/
[بریتانیا]/ˈfʌndˌreɪ.zɚ/

ترجمه

n. جمعه‌کننده پول برای یک هدف یا سازمان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fund-raiser dinner

شام جمع‌آوری کمک مالی

a successful fund-raiser

یک جمع‌آوری کمک مالی موفق

fund-raiser gala

گالا جمع‌آوری کمک مالی

fund-raiser volunteer

داوطلب جمع‌آوری کمک مالی

be a fund-raiser

یک جمع‌آوری کمک مالی باشید

جملات نمونه

we held a successful fund-raiser for the local animal shelter.

ما یک جمع‌آوری کمک‌های مالی موفق برای سرپناه حیوانات محلی برگزار کردیم.

the school's annual fund-raiser is a major source of income.

جمع‌آوری کمک‌های مالی سالانه مدرسه یک منبع درآمد بزرگ است.

she organized a bake sale as a fun fund-raiser.

او یک حراج شیرینی به عنوان یک جمع‌آوری کمک‌های مالی سرگرم‌کننده سازماندهی کرد.

the charity hosted a gala fund-raiser last night.

صندوق خیریه شب گذشته یک جمع‌آوری کمک‌های مالی مجلل برگزار کرد.

our team is planning a walk-a-thon fund-raiser.

تیم ما در حال برنامه‌ریزی برای یک جمع‌آوری کمک‌های مالی پیاده‌روی است.

the goal of the fund-raiser is to raise $10,000.

هدف از این جمع‌آوری کمک‌های مالی جمع‌آوری 10000 دلار است.

we need volunteers to help with the upcoming fund-raiser.

ما به داوطلبان برای کمک به جمع‌آوری کمک‌های مالی آتی نیاز داریم.

the online fund-raiser exceeded our expectations.

جمع‌آوری کمک‌های مالی آنلاین از انتظارات ما فراتر رفت.

donations from the fund-raiser will support our programs.

کمک‌های مالی از این جمع‌آوری کمک‌های مالی از برنامه‌های ما حمایت خواهد کرد.

the silent auction was a key part of the fund-raiser.

حراج بی‌صدا بخش مهمی از این جمع‌آوری کمک‌های مالی بود.

we are grateful for all the support we received at the fund-raiser.

ما از تمام حمایت‌هایی که در این جمع‌آوری کمک‌های مالی دریافت کردیم سپاسگزاریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید