| جمع | fund-raisers |
fund-raiser dinner
شام جمعآوری کمک مالی
a successful fund-raiser
یک جمعآوری کمک مالی موفق
fund-raiser gala
گالا جمعآوری کمک مالی
fund-raiser volunteer
داوطلب جمعآوری کمک مالی
be a fund-raiser
یک جمعآوری کمک مالی باشید
we held a successful fund-raiser for the local animal shelter.
ما یک جمعآوری کمکهای مالی موفق برای سرپناه حیوانات محلی برگزار کردیم.
the school's annual fund-raiser is a major source of income.
جمعآوری کمکهای مالی سالانه مدرسه یک منبع درآمد بزرگ است.
she organized a bake sale as a fun fund-raiser.
او یک حراج شیرینی به عنوان یک جمعآوری کمکهای مالی سرگرمکننده سازماندهی کرد.
the charity hosted a gala fund-raiser last night.
صندوق خیریه شب گذشته یک جمعآوری کمکهای مالی مجلل برگزار کرد.
our team is planning a walk-a-thon fund-raiser.
تیم ما در حال برنامهریزی برای یک جمعآوری کمکهای مالی پیادهروی است.
the goal of the fund-raiser is to raise $10,000.
هدف از این جمعآوری کمکهای مالی جمعآوری 10000 دلار است.
we need volunteers to help with the upcoming fund-raiser.
ما به داوطلبان برای کمک به جمعآوری کمکهای مالی آتی نیاز داریم.
the online fund-raiser exceeded our expectations.
جمعآوری کمکهای مالی آنلاین از انتظارات ما فراتر رفت.
donations from the fund-raiser will support our programs.
کمکهای مالی از این جمعآوری کمکهای مالی از برنامههای ما حمایت خواهد کرد.
the silent auction was a key part of the fund-raiser.
حراج بیصدا بخش مهمی از این جمعآوری کمکهای مالی بود.
we are grateful for all the support we received at the fund-raiser.
ما از تمام حمایتهایی که در این جمعآوری کمکهای مالی دریافت کردیم سپاسگزاریم.
fund-raiser dinner
شام جمعآوری کمک مالی
a successful fund-raiser
یک جمعآوری کمک مالی موفق
fund-raiser gala
گالا جمعآوری کمک مالی
fund-raiser volunteer
داوطلب جمعآوری کمک مالی
be a fund-raiser
یک جمعآوری کمک مالی باشید
we held a successful fund-raiser for the local animal shelter.
ما یک جمعآوری کمکهای مالی موفق برای سرپناه حیوانات محلی برگزار کردیم.
the school's annual fund-raiser is a major source of income.
جمعآوری کمکهای مالی سالانه مدرسه یک منبع درآمد بزرگ است.
she organized a bake sale as a fun fund-raiser.
او یک حراج شیرینی به عنوان یک جمعآوری کمکهای مالی سرگرمکننده سازماندهی کرد.
the charity hosted a gala fund-raiser last night.
صندوق خیریه شب گذشته یک جمعآوری کمکهای مالی مجلل برگزار کرد.
our team is planning a walk-a-thon fund-raiser.
تیم ما در حال برنامهریزی برای یک جمعآوری کمکهای مالی پیادهروی است.
the goal of the fund-raiser is to raise $10,000.
هدف از این جمعآوری کمکهای مالی جمعآوری 10000 دلار است.
we need volunteers to help with the upcoming fund-raiser.
ما به داوطلبان برای کمک به جمعآوری کمکهای مالی آتی نیاز داریم.
the online fund-raiser exceeded our expectations.
جمعآوری کمکهای مالی آنلاین از انتظارات ما فراتر رفت.
donations from the fund-raiser will support our programs.
کمکهای مالی از این جمعآوری کمکهای مالی از برنامههای ما حمایت خواهد کرد.
the silent auction was a key part of the fund-raiser.
حراج بیصدا بخش مهمی از این جمعآوری کمکهای مالی بود.
we are grateful for all the support we received at the fund-raiser.
ما از تمام حمایتهایی که در این جمعآوری کمکهای مالی دریافت کردیم سپاسگزاریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید