funicles

[ایالات متحده]/ˈfjuːnɪkəl/
[بریتانیا]/ˈfjuːnɪkəl/

ترجمه

n. یک الیاف یا رشته کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

funicle connection

اتصال فنیکل

funicle structure

ساختار فنیکل

funicle length

طول فنیکل

funicle attachment

اتصال فنیکل

funicle analysis

تجزیه و تحلیل فنیکل

funicle role

نقش فنیکل

funicle morphology

ریخت‌شناسی فنیکل

funicle function

عملکرد فنیکل

funicle dynamics

پویایی فنیکل

funicle model

مدل فنیکل

جملات نمونه

the funicle connects the ovule to the placenta.

فونکول تخمک را به جفت متصل می‌کند.

in botany, the funicle plays a crucial role.

در گیاه‌شناسی، فونکول نقش مهمی ایفا می‌کند.

the funicle helps in the transport of nutrients.

فونکول به حمل و نقل مواد مغذی کمک می‌کند.

understanding the funicle is important for plant reproduction.

درک فونکول برای تولید مثل گیاهان مهم است.

the funicle is often studied in seed biology.

فونکول اغلب در زیست‌شناسی بذر مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

during fertilization, the funicle plays a key role.

در طول لقاح، فونکول نقش کلیدی ایفا می‌کند.

the funicle can vary in length depending on the species.

طول فونکول بسته به گونه می‌تواند متفاوت باشد.

researchers are examining the funicle's structure.

محققان در حال بررسی ساختار فونکول هستند.

the funicle is vital for seed development.

فونکول برای رشد بذر حیاتی است.

in flowering plants, the funicle is essential for reproduction.

در گیاهان گلدار، فونکول برای تولید مثل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید