rachis

[ایالات متحده]/ˈreɪ.kɪs/
[بریتانیا]/ˈreɪ.kɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محور اصلی یک ساختار گیاهی؛ ستون فقرات یا ستون مهره‌ها در آناتومی؛ محور یک خوشه گل؛ دمبرگ یا ساقه یک برگ
Word Forms
جمعrachiss

عبارات و ترکیب‌ها

rachis structure

ساختار راکیس

rachis length

طول راکیس

rachis axis

محور راکیس

rachis development

توسعه راکیس

rachis segment

قطعه راکیس

rachis morphology

مورفولوژی راکیس

rachis node

گره راکیس

rachis position

موقعیت راکیس

rachis angle

زاویه راکیس

rachis function

عملکرد راکیس

جملات نمونه

the rachis of the feather supports the barbs.

شاخه اصلی پر، از پرزه‌ها پشتیبانی می‌کند.

in botany, the rachis is the main axis of a compound leaf.

در گیاه‌شناسی، شاخه اصلی یک برگ مرکب است.

the rachis can be found in various plants and animals.

شاخه اصلی در گیاهان و جانوران مختلف یافت می‌شود.

the structure of the rachis is crucial for flight in birds.

ساختار شاخه اصلی برای پرواز در پرندگان بسیار مهم است.

researchers study the rachis to understand its function.

محققان شاخه اصلی را برای درک عملکرد آن مطالعه می‌کنند.

the rachis connects the leaflets in a compound leaf.

شاخه اصلی برگه ها را در یک برگ مرکب به هم متصل می‌کند.

in some species, the rachis is quite flexible.

در برخی گونه‌ها، شاخه اصلی نسبتاً انعطاف‌پذیر است.

the rachis plays a significant role in the plant's growth.

شاخه اصلی نقش مهمی در رشد گیاه دارد.

birds often preen their feathers along the rachis.

پرندگان اغلب پرزهای خود را در امتداد شاخه اصلی مرتب می‌کنند.

the rachis can vary in thickness depending on the species.

ضخامت شاخه اصلی بسته به گونه می‌تواند متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید