funkier

[ایالات متحده]/ˈfʌŋkɪə/
[بریتانیا]/ˈfʌŋkiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیک‌تر یا مد روزتر; دارای بوی قوی; ریتمیک و مناسب برای رقصیدن; برانگیختن احساسات قوی

عبارات و ترکیب‌ها

funkier style

سبک عجیب و غریب‌تر

funkier vibe

فضای عجیب و غریب‌تر

funkier design

طراحی عجیب و غریب‌تر

funkier colors

رنگ‌های عجیب و غریب‌تر

funkier music

موسیقی عجیب و غریب‌تر

funkier look

ظاهر عجیب و غریب‌تر

funkier patterns

الگوهای عجیب و غریب‌تر

funkier attitude

نگاه عجیب و غریب‌تر

funkier outfits

لباس‌های عجیب و غریب‌تر

funkier elements

عناصر عجیب و غریب‌تر

جملات نمونه

the new design is funkier than the previous version.

طرح جدید از نسخه قبلی جذاب‌تر است.

her outfit looks funkier with those bright accessories.

لباس او با آن لوازم جانبی روشن‌تر، جذاب‌تر به نظر می‌رسد.

we need a funkier logo to attract younger customers.

برای جذب مشتریان جوان‌تر به یک لوگوی جذاب‌تر نیاز داریم.

the music at the party was funkier than i expected.

موسیقی در مهمانی از آنچه انتظار داشتم جذاب‌تر بود.

he always chooses funkier colors for his paintings.

او همیشه رنگ‌های جذاب‌تری را برای نقاشی‌های خود انتخاب می‌کند.

her hairstyle is funkier than anyone else's in the room.

مد روز او از هر کس دیگری در اتاق جذاب‌تر است.

the new cafe has a funkier vibe than the old one.

قهوه‌خانه جدید حال و هوای جذاب‌تری نسبت به آن قدیمی دارد.

they decided to go for a funkier theme for the event.

آنها تصمیم گرفتند برای این رویداد یک مضمون جذاب‌تر را انتخاب کنند.

her dance moves are funkier than most of the others.

حرکات رقص او از بیشتر افراد دیگر جذاب‌تر است.

the furniture in the new apartment is much funkier.

مبلمان در آپارتمان جدید بسیار جذاب‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید