furiousnesses

[ایالات متحده]/ˈfjʊərɪəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfjʊrɪəsnəsɪz/

ترجمه

n. حالت بسیار عصبانی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

furiousnesses arise

خشمگري‌ها ظهور می‌کنند

furiousnesses escalate

خشمگري‌ها تشدید می‌شوند

furiousnesses diminish

خشمگري‌ها کاهش می‌یابند

furiousnesses unleashed

خشمگري‌ها رها می‌شوند

furiousnesses expressed

خشمگري‌ها بیان می‌شوند

furiousnesses contained

خشمگري‌ها مهار می‌شوند

furiousnesses displayed

خشمگري‌ها به نمایش گذاشته می‌شوند

furiousnesses felt

خشمگري‌ها احساس می‌شوند

furiousnesses subside

خشمگري‌ها فروکش می‌کنند

furiousnesses ignite

خشمگري‌ها شعله‌ور می‌شوند

جملات نمونه

his furiousnesses were evident during the meeting.

خشم‌های او در طول جلسه آشکار بود.

she expressed her furiousnesses through her artwork.

او خشم‌های خود را از طریق آثار هنری‌اش بیان کرد.

the furiousnesses of the storm were alarming.

خشم‌های طوفان نگران‌کننده بود.

they tried to calm his furiousnesses with soothing words.

آنها سعی کردند با کلمات آرام‌بخش خشم‌های او را آرام کنند.

her furiousnesses often led to heated debates.

خشم‌های او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شد.

furiousnesses can be difficult to control in stressful situations.

خشم‌ها می‌توانند در شرایط استرس‌زا کنترل کردنشان دشوار باشد.

he wrote about the furiousnesses of life in his latest book.

او در جدیدترین کتاب خود در مورد خشم‌های زندگی نوشت.

her furiousnesses were directed at the unfair treatment.

خشم‌های او به سمت رفتار ناعادلانه متوجه بود.

furiousnesses can sometimes lead to positive change.

خشم‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به تغییرات مثبت شوند.

he learned to channel his furiousnesses into productive activities.

او یاد گرفت که خشم‌های خود را به فعالیت‌های سازنده هدایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید