furor

[ایالات متحده]/ˈfjʊərə/
[بریتانیا]/ˈfjʊrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیوع خشم یا هیجان عمومی؛ تحریک یا آشفتگی دیوانه‌وار یا خشونت‌آمیز؛ شورش یا اعتراض عمومی
Word Forms
جمعfurors

عبارات و ترکیب‌ها

media furor

هیاهوی رسانه

public furor

هیاهوی عمومی

furor over

هیاهو بر سر

furor erupted

هیاهو شعله‌ور شد

furor grows

هیاهو گسترش می‌یابد

furor surrounding

هیاهوی پیرامون

furor ignited

هیاهو شعله‌ور شد

furor continues

هیاهو ادامه دارد

furor dies

هیاهو می‌میرد

furor subsides

هیاهو فروکش می‌کند

جملات نمونه

the new policy caused a furor among the employees.

سیاست جدید باعث ایجاد خشم و جنجال گسترده‌ای در بین کارمندان شد.

the celebrity's scandal created a media furor.

رسوایی سلبریتی‌ها باعث ایجاد جنجال گسترده در رسانه‌ها شد.

there was a furor over the controversial book.

در مورد کتاب جنجالی خشم و جنجال زیادی وجود داشت.

the announcement led to a furor in the community.

اعلامیه منجر به خشم و جنجال در جامعه شد.

his remarks sparked a furor on social media.

اظهارات او باعث ایجاد خشم و جنجال در رسانه‌های اجتماعی شد.

the film's ending caused a furor among fans.

پایان فیلم باعث ایجاد خشم و جنجال در بین طرفداران شد.

there was a furor when the results were announced.

زمانی که نتایج اعلام شد، خشم و جنجالی وجود داشت.

the furor over the event was unexpected.

خشم و جنجال در مورد این رویداد غیرمنتظره بود.

the new product launch created a furor in the market.

معرفی محصول جدید باعث ایجاد خشم و جنجال در بازار شد.

her decision to leave the company caused a furor.

تصمیم او برای ترک شرکت باعث ایجاد خشم و جنجال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید