furred

[ایالات متحده]/fɜːd/
[بریتانیا]/fɝd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده شده با خز، پوشیدن خز، ساخته شده از خز.

عبارات و ترکیب‌ها

furred tongue

زبانه پوشیده مو

جملات نمونه

Her tail furred out, her hair rose, and she assumed the typical attitude of a cat close-cornered by a dog.

دمش پشمی شد، موهایش ایستاد و او رفتار معمول یک گربه ای که توسط سگ به گوشه رانده شده است را به خود گرفت.

The furred rabbit hopped across the grassy field.

خرگوش پشمالو از میان دشت چمن‌دار پرید.

She brushed the furred cat gently.

او به آرامی گربه پشمالو را نوازش کرد.

The furred blanket kept her warm on cold nights.

ملحفه پشمالو او را در شب‌های سرد گرم نگه داشت.

The furred collar added a touch of elegance to her coat.

یقه پشمالو ظاهری شیک به کت او بخشید.

The furred gloves protected his hands from the cold.

دستکش‌های پشمالو دست‌های او را از سرما محافظت می‌کرد.

The furred lining of the jacket made it cozy to wear.

آستر پشمالوی ژاکت پوشیدن آن را دلپذیر می‌کرد.

The furred creature scurried into the bushes.

آن موجود پشمالو به سرعت به میان بوته‌ها رفت.

She loved the furred texture of the luxurious rug.

او بافت پشمالوی فرش لوکس را دوست داشت.

The furred hood of his jacket kept his head warm.

کلاه پشمالوی ژاکتش سرش را گرم نگه داشت.

The furred lining of the boots provided extra insulation.

آستر پشمالوی چکمه‌ها عایق‌بندی بیشتری را فراهم می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید