furriness

[ایالات متحده]/ˈfɜːrɪnəs/
[بریتانیا]/ˈfɜrɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت پشمالو بودن یا داشتن خز؛ وجود یک پوشش یا بافت پشمالو

عبارات و ترکیب‌ها

soft furriness

لطافت نرم

fluffy furriness

پُرمُش و نرم

warm furriness

گرم و نرم

colorful furriness

رنگی و نرم

playful furriness

نجیب و نرم

luxurious furriness

نرم و مجلل

thick furriness

نرم و ضخیم

gentle furriness

نرم و ملایم

natural furriness

نرم و طبیعی

cozy furriness

نرم و دنج

جملات نمونه

the cat's furriness made it irresistible to pet.

پوش نرمی گربه باعث می‌شد نوازشش غیرقابل‌مقاوم باشد.

her love for furriness is evident in her collection of stuffed animals.

عشق او به پوش نرمی در مجموعه عروسک‌هایش آشکار است.

the furriness of the puppy brought a smile to everyone's face.

پوش نرمی توله سگ باعث لبخند روی لبان همه شد.

he often comments on the furriness of his friend's dog.

او اغلب درباره پوش نرمی سگ دوستش نظر می‌دهد.

furriness can be a sign of a healthy pet.

پوش نرمی می‌تواند نشانه‌ای از سلامت حیوان خانگی باشد.

the furriness of the blanket made it very cozy.

پوش نرمی پتو آن را بسیار دنج کرد.

she loves the furriness of her new winter coat.

او عاشق پوش نرمی کاپشوی زمستانی جدیدش است.

furriness is often associated with warmth and comfort.

پوش نرمی اغلب با گرما و راحتی مرتبط است.

many people find the furriness of rabbits adorable.

بسیاری از مردم پوش نرمی خرگوش‌ها را دوست‌داشتنی می‌دانند.

the furriness of the fabric gave the sofa a luxurious feel.

پوش نرمی پارچه به مبل ظاهری لوکس بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید