gaddi

[ایالات متحده]/ˈɡædi/
[بریتانیا]/ˈɡædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(بالش یا نشیمن برای یک پادشاه)؛ بالش (برای نشستن یک پادشاه)
Word Forms
جمعgaddis

عبارات و ترکیب‌ها

gaddi seat

صندلی گادی

gaddi ride

سوار شدن در گادی

gaddi driver

راننده گادی

gaddi trip

سفر با گادی

gaddi journey

سفر با گادی

gaddi owner

صاحب گادی

gaddi travel

سفر با گادی

gaddi style

سبک گادی

gaddi adventure

ماجراجویی با گادی

gaddi experience

تجربه با گادی

جملات نمونه

he sat on the gaddi with great authority.

او با اقتدار فراوان روی گدی نشست.

the king's gaddi was adorned with jewels.

گدی پادشاه با جواهرات تزئین شده بود.

she felt proud to inherit the gaddi.

او احساس افتخار کرد که گدی را به ارث ببرد.

the gaddi symbolizes power and leadership.

گدی نماد قدرت و رهبری است.

he was elevated to the gaddi after many years of service.

او پس از سال‌ها خدمت به مقام گدی ارتقا یافت.

the gaddi of the ancient ruler was legendary.

گدی حاکم باستانی افسانه‌ای بود.

they celebrated his ascension to the gaddi.

آنها صعود او به مقام گدی را جشن گرفتند.

the council discussed the new leader's gaddi.

شورای مشیرین درباره گدی رهبر جدید بحث کردند.

she decorated the gaddi for the coronation ceremony.

او گدی را برای مراسم تاجگذاری تزئین کرد.

the gaddi has been passed down through generations.

گدی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید