gaining

[ایالات متحده]/gen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهبود یک اسلات واحد؛ بهبود اسلات واحد
v. باعث کسب کردن؛ جذب کردن؛ افزایش سودها.

عبارات و ترکیب‌ها

gaining momentum

در حال افزایش

gaining popularity

در حال محبوبیت

gaining experience

در حال کسب تجربه

weight gain

افزایش وزن

gain in

افزایش در

gain and loss

سود و زیان

gain access

دسترسی به دست آوردن

gain ground

پیشی گرفتن

gain control

کنترل به دست آوردن

gain experience

تجربه کسب کنید

gain profit

به دست آوردن سود

gain weight

افزایش وزن

gain on

پیشی گرفتن از

automatic gain

به دست آوردن خودکار

capital gain

سود سرمایه

information gain

به دست آوردن اطلاعات

heat gain

به دست آوردن گرما

economic gain

به دست آوردن اقتصادی

gain control of

کنترل ... را به دست آوردن

gain strength

تقویت کردن

diversity gain

بهره‌مندی از تنوع

net gain

سود خالص

automatic gain control

کنترل خودکار به دست آوردن

جملات نمونه

anticipant of gaining support

منتظر به دست آوردن حمایت

The movement was gaining momentum.

حرکت داشت سرعت می‌گرفت.

The car is gaining speed.

ماشین دارد سرعت می‌گیرد.

canoeing is gaining in popularity.

کایاک سواری در حال افزایش محبوبیت است.

the glider is gaining height.

بالنده در حال افزایش ارتفاع است.

The days are gaining on the night.

روزها دارند به شب نزدیک می‌شوند.

an idea steadily gaining credence;

ایده ای که به طور پیوسته در حال کسب اعتبار است;

The police car was gaining ground on the robbers.

خودروی پلیس داشت به دزدان نزدیک می‌شد.

The proposal is gaining more and more adherents.

پیشنهاد، طرفداران بیشتری را به دست می‌آورد.

The runners in the back were steadily gaining on the leader.

دویدگانی که در عقب بودند، به طور پیوسته در حال پیشی گرفتن از رهبر بودند.

a huge bear gaining on him with every stride.

یک خرس بزرگ که با هر قدمی به او نزدیک می‌شد.

new moral attitudes are gaining ground.

دیدگاه‌های اخلاقی جدید در حال پیشرفت هستند.

A repetition of practices is the resort of gaining genuine knowledge.

تکرار تمرینات راهی برای به دست آوردن دانش واقعی است.

Drive faster — the police car is gaining on us.

سریعتر رانندگی کنید - ماشین پلیس دارد به ما نزدیک می شود.

a society polarized towards gaining money

جامعه‌ای که به سمت به دست آوردن پول قطبیده شده است.

He became a citizen, thereby gaining the right to vote.

او تبعه شد، بنابراین حق رای را به دست آورد.

Hurry up, they are gaining on us!

سریع شو، آنها دارند به ما نزدیک می‌شوند!

Acupuncture anesthesia is rapidly gaining ground in surgical operations.

بی حسی با طب سوزنی به سرعت در حال پیشرفت در جراحی ها است.

the yo-yo syndrome of repeatedly losing weight and gaining it again.

سندرم یورویو که شامل کاهش و افزایش وزن مکرر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید