gallantries

[ایالات متحده]/ˈɡæləntriz/
[بریتانیا]/ˈɡæləntriz/

ترجمه

n. شجاعت یا رفتار شجاعانه؛ رفتار مودبانه نسبت به زنان؛ اقدام‌ها یا اظهار نظرهای مؤدبانه

عبارات و ترکیب‌ها

gallantries of love

ماجراهای عشق

gallantries in court

ماجراهای دربار

gallantries of chivalry

ماجراهای شوالیه پرستی

gallantries of honor

ماجراهای افتخار

gallantries of war

ماجراهای جنگ

gallantries of youth

ماجراهای جوانی

gallantries in battle

ماجراهای نبرد

gallantries of friendship

ماجراهای دوستی

جملات نمونه

his gallantries won her heart instantly.

دل او را فوراً به دست آورد.

the gallantries of knights were celebrated in stories.

دليري شواليه‌ها در داستان‌ها جشن گرفته می‌شد.

she appreciated his gallantries during their dinner.

او در طول شام، دليري‌های او را تحسین کرد.

his gallantries were often a topic of gossip.

دليري‌های او اغلب موضوع غیبت بودند.

gallantries are often expected in formal settings.

دليري‌ها اغلب در محیط‌های رسمی مورد انتظار هستند.

she found his gallantries charming and refreshing.

او دليري‌های او را جذاب و دلپذیر یافت.

his gallantries made the evening unforgettable.

دليري‌های او شب را فراموش‌نشدنی کرد.

gallantries can sometimes be misunderstood.

گاهی اوقات ممکن است دليري‌ها سوء تفاهم شوند.

he was known for his gallantries and chivalrous acts.

او به خاطر دليري‌ها و اعمال شواليه‌مانه‌اش شناخته می‌شد.

gallantries are a sign of respect and admiration.

دليري‌ها نشانه‌ای از احترام و تحسین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید