galls

[ایالات متحده]/ɡɔːlz/
[بریتانیا]/ɡɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحریک یا آزار دادن; آسیب زدن یا صدمه زدن با مالیدن; توهین کردن یا رنجاندن

عبارات و ترکیب‌ها

galls of oak

خال‌های بلوط

galls on leaves

خال‌های روی برگ‌ها

galls from insects

خال‌های ناشی از حشرات

galls in plants

خال‌ها در گیاهان

galls and tumors

خال‌ها و تومورها

galls on stems

خال‌های روی ساقه

galls of trees

خال‌های درختان

galls in nature

خال‌ها در طبیعت

galls affecting plants

خال‌هایی که بر گیاهان تأثیر می‌گذارند

galls and growths

خال‌ها و رشدها

جملات نمونه

it galls me when people are late.

وقتی مردم دیر می‌رسند، آزرده خاطر می‌شوم.

his arrogance galls everyone around him.

غرور او باعث آزردگی همه اطرافیانش می‌شود.

it galls me to see such injustice.

دیدن چنین بی‌عدالتی باعث آزردگی من می‌شود.

being ignored galls her deeply.

نادیده گرفته شدن عمیقاً او را آزرده می‌کند.

it galls him that he wasn't invited.

اینکه دعوت نشده باعث آزردگی او می‌شود.

she galls me with her constant complaining.

او با شکایت‌هایش مداوم من را آزرده می‌کند.

the unfair treatment galls the employees.

رفتار ناعادلانه باعث آزردگی کارمندان می‌شود.

it really galls me when people lie.

وقتی مردم دروغ می‌گویند، واقعاً آزرده می‌شوم.

his failure to apologize galls me.

عدم تمایل او به عذرخواهی باعث آزردگی من می‌شود.

it galls me to see such carelessness.

دیدن چنین بی‌احتیاطی باعث آزردگی من می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید