galvanized

[ایالات متحده]/ˈɡælvənaɪzd/
[بریتانیا]/ˈɡælvənaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participe گذشته galvanize
adj. پوشش داده شده با روی

عبارات و ترکیب‌ها

galvanized steel

فولاد گالوانیزه

galvanized coating

روکش گالوانیزه

galvanized pipe

لوله گالوانیزه

galvanized wire

سیم گالوانیزه

galvanized sheet

ورق گالوانیزه

galvanized metal

فلز گالوانیزه

galvanized fence

نرده گالوانیزه

galvanized fasteners

اتصالات گالوانیزه

galvanized roofing

سقف گالوانیزه

galvanized frame

قاب گالوانیزه

جملات نمونه

the community was galvanized into action after the recent events.

جامعه پس از وقایع اخیر به اقدام تشویق شد.

her speech galvanized the audience to support the cause.

سخنرانی او مخاطبان را به حمایت از این هدف تشویق کرد.

the workers were galvanized by the promise of better pay.

کارگران با وعده افزایش حقوق به اقدام تشویق شدند.

his passion for the project galvanized the entire team.

اشتیاق او به پروژه کل تیم را به اقدام تشویق کرد.

the initiative galvanized local businesses to collaborate.

این طرح کسب و کارهای محلی را به همکاری تشویق کرد.

they were galvanized by the urgency of the situation.

آنها با فوریت وضعیت به اقدام تشویق شدند.

the documentary galvanized public interest in environmental issues.

این مستند علاقه عمومی به مسائل زیست محیطی را تشویق کرد.

his leadership galvanized the volunteers to work harder.

رهبری او داوطلبان را به تلاش بیشتر تشویق کرد.

the news galvanized the community to raise funds for relief.

این خبر جامعه را به جمع آوری کمک های مالی برای امداد تشویق کرد.

innovative ideas can galvanize change in any organization.

ایده های نوآورانه می توانند تغییر را در هر سازمانی تشویق کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید