gamboge

[ایالات متحده]/ˈɡæmbəʊdʒ/
[بریتانیا]/ˈɡæmboʊdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صمغ زرد رنگ که از درختان گرمسیری مختلف به دست می‌آید، به عنوان رنگدانه و در پزشکی سنتی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعgamboges

عبارات و ترکیب‌ها

gamboge color

رنگ گامبوج

gamboge pigment

پیگمنت گامبوج

gamboge extract

عصاره گامبوج

gamboge resin

رزین گامبوج

gamboge paint

رنگ روغن گامبوج

gamboge hue

تناژ گامبوج

gamboge shade

سایه‌ی گامبوج

gamboge artwork

هنرنمای گامبوج

gamboge dye

رنگرنگ گامبوج

gamboge tone

حالت گامبوج

جملات نمونه

gamboge is often used in traditional painting.

gamboge اغلب در نقاشی سنتی استفاده می‌شود.

the artist mixed gamboge with other pigments.

هنرمند gamboge را با سایر رنگدانه‌ها مخلوط کرد.

gamboge has a rich yellow color.

gamboge رنگ زرد غنی دارد.

she chose gamboge for her watercolor palette.

او gamboge را برای پالت آبرنگ خود انتخاب کرد.

gamboge is derived from the resin of certain trees.

gamboge از صمغ برخی درختان به دست می‌آید.

the warm hue of gamboge brightens the artwork.

رنگ گرم gamboge باعث روشن‌تر شدن اثر هنری می‌شود.

in historical texts, gamboge was prized for its color.

در متون تاریخی، gamboge به خاطر رنگش مورد توجه بود.

gamboge can be used to create stunning landscapes.

می‌توان از gamboge برای ایجاد مناظر خیره‌کننده استفاده کرد.

many artists appreciate the transparency of gamboge.

بسیاری از هنرمندان شفافیت gamboge را ارزیابی می‌کنند.

gamboge is sometimes used in modern art as well.

گاهی اوقات از gamboge در هنر مدرن نیز استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید