gameboy

[ایالات متحده]/ˈɡeɪm.bɔɪ/
[بریتانیا]/ˈɡeɪm.bɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کنسول بازی دستی کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

gameboy console

کنسول گیم‌بوی

gameboy games

بازی‌های گیم‌بوی

gameboy accessories

لوازم جانبی گیم‌بوی

gameboy emulator

شبیه‌ساز گیم‌بوی

gameboy color

گیم‌بوی رنگی

gameboy advance

گیم‌بوی پیشرفته

gameboy cartridge

کارتریج گیم‌بوی

gameboy screen

صفحه نمایش گیم‌بوی

gameboy charger

شارژر گیم‌بوی

gameboy nostalgia

نوستالژی گیم‌بوی

جملات نمونه

i love playing my gameboy during long trips.

من عاشق بازی کردن با گیم بوی‌ام در سفرهای طولانی هستم.

the gameboy was a revolutionary handheld console.

گیم بوی یک کنسول دستی انقلابی بود.

many classic games were released on the gameboy.

بازی‌های کلاسیک زیادی روی گیم بوی منتشر شدند.

my favorite gameboy game is pokémon.

عصر مورد علاقه من با گیم بوی پوکمون است.

he collects different versions of the gameboy.

او نسخه‌های مختلف گیم بوی را جمع‌آوری می‌کند.

the gameboy has nostalgic value for many gamers.

گیم بوی برای بسیاری از گیمرها ارزش نوستالژیک دارد.

playing the gameboy brings back childhood memories.

بازی کردن با گیم بوی خاطرات دوران کودکی را زنده می‌کند.

she is looking for a rare gameboy game cartridge.

او به دنبال یک کارتریج بازی گیم بوی کمیاب است.

gameboy accessories can enhance the gaming experience.

لوازم جانبی گیم بوی می‌توانند تجربه بازی را بهبود بخشند.

he spent hours playing on his gameboy.

او ساعت‌ها روی گیم بوی خود بازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید