gamepad

[ایالات متحده]/ˈɡeɪmpæd/
[بریتانیا]/ˈɡeɪmpæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کنترلر دستی برای بازی‌های ویدئویی؛ یک صفحه‌کلید طراحی شده برای بازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gamepad controller

کنترلر گیم‌پد

gamepad input

ورودی گیم‌پد

gamepad setup

راه‌اندازی گیم‌پد

gamepad support

پشتیبانی از گیم‌پد

gamepad layout

چیدمان گیم‌پد

gamepad mapping

نگاشت گیم‌پد

gamepad mode

حالت گیم‌پد

gamepad settings

تنظیمات گیم‌پد

gamepad compatibility

سازگاری با گیم‌پد

gamepad feedback

بازخورد گیم‌پد

جملات نمونه

i love playing games with my new gamepad.

من عاشق بازی کردن با گیمپد جدیدم هستم.

the gamepad is compatible with most consoles.

گیمپد با اکثر کنسول‌ها سازگار است.

he prefers using a gamepad over a keyboard.

او ترجیح می‌دهد از گیمپد به جای صفحه کلید استفاده کند.

adjust the settings to optimize your gamepad.

تنظیمات را برای بهینه‌سازی گیمپد خود تنظیم کنید.

many gamers invest in high-quality gamepads.

بسیاری از گیمرها در گیمپدهای با کیفیت بالا سرمایه گذاری می‌کنند.

the gamepad's battery life is impressive.

عمر باتری گیمپد بسیار چشمگیر است.

using a gamepad can enhance your gaming experience.

استفاده از گیمپد می‌تواند تجربه بازی شما را بهبود بخشد.

he connected the gamepad to his pc easily.

او به راحتی گیمپد را به کامپیوتر خود متصل کرد.

some games are designed specifically for gamepad use.

برخی از بازی‌ها به طور خاص برای استفاده از گیمپد طراحی شده‌اند.

she customized her gamepad with unique colors.

او گیمپد خود را با رنگ‌های منحصر به فرد سفارشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید