joystick

[ایالات متحده]/ˈdʒɔiˌstik/
[بریتانیا]/'dʒɔɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اهرم یا دستگیره‌ای که جهت حرکت یک بازی یا دستگاه را کنترل می‌کند.
Word Forms
جمعjoysticks

جملات نمونه

On touchless devices keypad arrows are equal to the screen ones and joystick click is similar to start button.

در دستگاه‌های بدون تماس، جهت‌نماهای صفحه کلید با جهت‌نماهای صفحه یکسان هستند و کلیک جوی‌استیک مشابه دکمه شروع است.

He used the joystick to control the airplane.

او از جوی‌استیک برای کنترل هواپیما استفاده کرد.

The joystick on the gaming console is very responsive.

جوی‌استیک روی کنسول بازی بسیار پاسخگو است.

She maneuvered the joystick to navigate through the virtual world.

او از جوی‌استیک برای پیمایش در دنیای مجازی استفاده کرد.

The pilot adjusted the joystick to change the altitude.

خلبان جوی‌استیک را برای تغییر ارتفاع تنظیم کرد.

The joystick is an essential tool for playing video games.

جوی‌استیک یک ابزار ضروری برای بازی کردن بازی‌های ویدیویی است.

Players can use the joystick to move their characters in the game.

بازیکنان می‌توانند از جوی‌استیک برای حرکت دادن شخصیت‌های خود در بازی استفاده کنند.

The joystick provides precise control over the movement of the cursor.

جوی‌استیک کنترل دقیقی بر روی حرکت مکان نما ارائه می‌دهد.

She gripped the joystick tightly as she raced through the track.

او به شدت جوی‌استیک را در دست گرفت در حالی که در مسیر مسابقه سرعت می‌گرفت.

The joystick allows for smooth and fluid movements in the game.

جوی‌استیک به حرکت روان و سیال در بازی اجازه می‌دهد.

He prefers using a joystick for flying simulations.

او ترجیح می‌دهد از جوی‌استیک برای شبیه‌سازی پرواز استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید