gameplans

[ایالات متحده]/ˈɡeɪmplæn/
[بریتانیا]/ˈɡeɪmplæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برنامه عمل مفصل

عبارات و ترکیب‌ها

gameplan development

توسعه طرح بازی

gameplan strategy

استراتژی طرح بازی

gameplan execution

اجرای طرح بازی

gameplan review

بررسی طرح بازی

gameplan adjustment

تنظیم طرح بازی

gameplan outline

خلاصه طرح بازی

gameplan implementation

اجرای طرح بازی

gameplan assessment

ارزیابی طرح بازی

gameplan analysis

تجزیه و تحلیل طرح بازی

جملات نمونه

we need to develop a gameplan for the upcoming project.

ما نیاز به تدوین یک طرح بازی برای پروژه آتی داریم.

the team's gameplan was to focus on defense.

طرح بازی تیم بر تمرکز بر دفاع متمرکز بود.

can you share your gameplan for the presentation?

آیا می توانید طرح بازی خود را برای ارائه به اشتراک بگذارید؟

our gameplan includes several key strategies.

طرح بازی ما شامل چندین استراتژی کلیدی است.

it's important to stick to the gameplan during the game.

در طول بازی، مهم است که به طرح بازی پایبند باشید.

the coach adjusted the gameplan at halftime.

مربی طرح بازی را در وقت استراحت تغییر داد.

having a solid gameplan can lead to success.

داشتن یک طرح بازی قوی می تواند منجر به موفقیت شود.

we need to revise our gameplan based on the feedback.

ما نیاز داریم طرح بازی خود را بر اساس بازخوردها بازنگری کنیم.

the gameplan was to increase our market share.

طرح بازی افزایش سهم بازار ما بود.

she outlined her gameplan for the new initiative.

او طرح بازی خود را برای طرح جدید تشریح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید