gameplan development
توسعه طرح بازی
gameplan strategy
استراتژی طرح بازی
gameplan execution
اجرای طرح بازی
gameplan review
بررسی طرح بازی
gameplan adjustment
تنظیم طرح بازی
gameplan outline
خلاصه طرح بازی
gameplan implementation
اجرای طرح بازی
gameplan assessment
ارزیابی طرح بازی
gameplan analysis
تجزیه و تحلیل طرح بازی
we need to develop a gameplan for the upcoming project.
ما نیاز به تدوین یک طرح بازی برای پروژه آتی داریم.
the team's gameplan was to focus on defense.
طرح بازی تیم بر تمرکز بر دفاع متمرکز بود.
can you share your gameplan for the presentation?
آیا می توانید طرح بازی خود را برای ارائه به اشتراک بگذارید؟
our gameplan includes several key strategies.
طرح بازی ما شامل چندین استراتژی کلیدی است.
it's important to stick to the gameplan during the game.
در طول بازی، مهم است که به طرح بازی پایبند باشید.
the coach adjusted the gameplan at halftime.
مربی طرح بازی را در وقت استراحت تغییر داد.
having a solid gameplan can lead to success.
داشتن یک طرح بازی قوی می تواند منجر به موفقیت شود.
we need to revise our gameplan based on the feedback.
ما نیاز داریم طرح بازی خود را بر اساس بازخوردها بازنگری کنیم.
the gameplan was to increase our market share.
طرح بازی افزایش سهم بازار ما بود.
she outlined her gameplan for the new initiative.
او طرح بازی خود را برای طرح جدید تشریح کرد.
gameplan development
توسعه طرح بازی
gameplan strategy
استراتژی طرح بازی
gameplan execution
اجرای طرح بازی
gameplan review
بررسی طرح بازی
gameplan adjustment
تنظیم طرح بازی
gameplan outline
خلاصه طرح بازی
gameplan implementation
اجرای طرح بازی
gameplan assessment
ارزیابی طرح بازی
gameplan analysis
تجزیه و تحلیل طرح بازی
we need to develop a gameplan for the upcoming project.
ما نیاز به تدوین یک طرح بازی برای پروژه آتی داریم.
the team's gameplan was to focus on defense.
طرح بازی تیم بر تمرکز بر دفاع متمرکز بود.
can you share your gameplan for the presentation?
آیا می توانید طرح بازی خود را برای ارائه به اشتراک بگذارید؟
our gameplan includes several key strategies.
طرح بازی ما شامل چندین استراتژی کلیدی است.
it's important to stick to the gameplan during the game.
در طول بازی، مهم است که به طرح بازی پایبند باشید.
the coach adjusted the gameplan at halftime.
مربی طرح بازی را در وقت استراحت تغییر داد.
having a solid gameplan can lead to success.
داشتن یک طرح بازی قوی می تواند منجر به موفقیت شود.
we need to revise our gameplan based on the feedback.
ما نیاز داریم طرح بازی خود را بر اساس بازخوردها بازنگری کنیم.
the gameplan was to increase our market share.
طرح بازی افزایش سهم بازار ما بود.
she outlined her gameplan for the new initiative.
او طرح بازی خود را برای طرح جدید تشریح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید