gamines

[ایالات متحده]/ɡæˈmiːn/
[بریتانیا]/ɡæˈmiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دختری که شیطنت یا بازیگوشی می‌کند؛ دختر خیابانی یا یتیم زنانه؛ زن جذاب، اغلب کمی نامرتب

عبارات و ترکیب‌ها

gamine charm

جذابیت بازیگوشانه

gamine style

سبک بازیگوشانه

gamine look

ظاهر بازیگوشانه

gamine spirit

روحیه بازیگوشانه

gamine elegance

ظرافت بازیگوشانه

gamine beauty

زیبایی بازیگوشانه

gamine attitude

نگاه بازیگوشانه

gamine figure

اندام بازیگوشانه

gamine personality

شخصیت بازیگوشانه

gamine flair

طراوت بازیگوشانه

جملات نمونه

she has a charming gamine style that captivates everyone.

او دارای یک سبک گیمی جذاب است که همه را مجذوب خود می کند.

the actress played a gamine character in the film.

بازیگر یک شخصیت گیمی را در فیلم بازی کرد.

his gamine appearance made him stand out in the crowd.

ظاهر گیمی او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

she wore a gamine haircut that suited her personality.

او یک مدل موی گیمی پوشید که با شخصیتش همخوانی داشت.

the gamine look is often associated with youthful energy.

ظاهر گیمی اغلب با انرژی جوانی مرتبط است.

he embraced his gamine side and dressed playfully.

او از جنبه گیمی خود استقبال کرد و با بازیگوشی لباس پوشید.

her gamine charm made her a favorite among designers.

جاذبه گیمی او باعث شد او در بین طراحان مورد علاقه باشد.

the fashion show featured models with a gamine look.

نمایش مد مدلهایی با ظاهری گیمی را به نمایش گذاشت.

he has a gamine quality that is both playful and sophisticated.

او دارای ویژگی گیمی است که هم بازیگوشانه و هم باوقار است.

her gamine spirit shines through in her art.

روح گیمی او در هنر او به خوبی نمایان می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید