gantries

[ایالات متحده]/ˈɡæntriz/
[بریتانیا]/ˈɡæntriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع gantry

عبارات و ترکیب‌ها

road gantries

گانتری‌های جاده‌ای

traffic gantries

گانتری‌های ترافیکی

overhead gantries

گانتری‌های هوایی

signal gantries

گانتری‌های سیگنال

gantries system

سیستم گانتری

gantries installation

نصب گانتری

gantries design

طراحی گانتری

gantries support

حمایت گانتری

gantries maintenance

نگهداری گانتری

gantries height

ارتفاع گانتری

جملات نمونه

galleries often use gantries to display large artworks.

گالری‌ها اغلب از گانتری‌ها برای نمایش آثار هنری بزرگ استفاده می‌کنند.

the construction team erected gantries to facilitate the building process.

تیم ساختمانی برای تسهیل فرآیند ساخت و ساز، گانتری‌ها را نصب کرد.

safety regulations require that all gantries be inspected regularly.

مقررات ایمنی مستلزم بازرسی منظم از همه گانتری‌ها است.

giant gantries can be seen at the port for loading containers.

گانتری‌های غول‌پیکر را می‌توان در بندر برای بارگیری کانتینرها دید.

engineers designed the gantries to withstand heavy loads.

مهندسان گانتری‌ها را برای مقاومت در برابر بارهای سنگین طراحی کردند.

during the event, the gantries were decorated with lights.

در طول رویداد، گانتری‌ها با لامپ‌ها تزئین شده بودند.

workers climbed the gantries to perform maintenance on the equipment.

کارگران برای انجام تعمیرات تجهیزات، به گانتری‌ها صعود کردند.

gantry cranes are essential for heavy lifting in construction.

کرین‌های گانتری برای بلند کردن اجسام سنگین در ساخت و ساز ضروری هستند.

we need to install additional gantries for the new project.

ما برای پروژه جدید به نصب گانتری‌های بیشتر نیاز داریم.

the gantries provided a clear view of the entire site.

گانتری‌ها نمای واضحی از کل سایت را ارائه می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید