garbing

[ایالات متحده]/ˈɡɑːbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɑrbɪŋ/

ترجمه

v. عمل پوشیدن نوع خاصی از لباس، به‌ویژه برای یک نقش یا هدف خاص

عبارات و ترکیب‌ها

garbing attire

پوشش لباس

garbing style

سبک لباس

garbing fashion

مد لباس

garbing options

گزینه‌های لباس

garbing trends

روندهای لباس

garbing choices

انتخاب‌های لباس

garbing looks

ظاهر لباس

garbing designs

طراحی لباس

garbing preferences

ترجیحات لباس

garbing culture

فرهنگ لباس

جملات نمونه

she was garbing herself in a beautiful dress for the party.

او در حال پوشیدن یک لباس زیبا برای مهمانی بود.

the children were garbing in colorful costumes for the school play.

کودکان لباس‌های رنگارنگ برای تئاتر مدرسه می‌پوشیدند.

he enjoys garbing in vintage clothing for special occasions.

او از پوشیدن لباس‌های قدیمی برای مناسبت‌های خاص لذت می‌برد.

garbing in layers is essential for winter outings.

پوشیدن لباس‌های لایه‌ای برای تفریح ​​در زمستان ضروری است.

she spent hours garbing her doll in various outfits.

او ساعت‌ها برای لباس پوشاندن عروسکش لباس‌های مختلف می‌پوشاند.

garbing in traditional attire is a way to honor cultural heritage.

پوشیدن لباس‌های سنتی راهی برای گرامیداشت میراث فرهنگی است.

he was garbing in his best suit for the job interview.

او برای مصاحبه شغلی بهترین کت و شلوارش را پوشیده بود.

garbing in protective gear is crucial for safety in the lab.

پوشیدن تجهیزات محافظتی برای ایمنی در آزمایشگاه بسیار مهم است.

the team was garbing in matching jerseys for the game.

تیم لباس‌های ورزشی یکسان برای بازی می‌پوشید.

she loves garbing in handmade clothes that reflect her personality.

او عاشق پوشیدن لباس‌های دست‌ساز است که منعکس‌کننده شخصیت او باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید