garboards

[ایالات متحده]/ˈɡɑːbɔːd/
[بریتانیا]/ˈɡɑːrbɔːrd/

ترجمه

n. تخته یا لایه‌ای بر روی بدنه کشتی که نزدیک‌ترین به کِیل است

عبارات و ترکیب‌ها

garboard strake

تراشه گاربرد

garboard seam

درز گاربرد

garboard plank

ورقه گاربرد

garboard edge

لبه گاربرد

garboard joint

اتصال گاربرد

garboard area

سطح گاربرد

garboard installation

نصب گاربرد

garboard fitting

جا انداختن گاربرد

garboard section

قسمت گاربرد

garboard repair

تعمیر گاربرد

جملات نمونه

the garboard is the first plank on the hull.

ورق گربورد اولین تخته روی بدنه است.

we need to inspect the garboard for any damage.

ما باید گربورد را برای هرگونه آسیب بررسی کنیم.

the carpenter carefully fitted the garboard into place.

نجار به دقت گربورد را در جای خود قرار داد.

she painted the garboard to match the rest of the boat.

او گربورد را به گونه ای رنگ کرد که با بقیه قایق مطابقت داشته باشد.

reinforcing the garboard is crucial for boat stability.

تقویت گربورد برای پایداری قایق بسیار مهم است.

the garboard was made from high-quality wood.

گربورد از چوب با کیفیت بالا ساخته شده بود.

he installed the garboard before assembling the rest of the hull.

او قبل از مونتاژ بقیه بدنه، گربورد را نصب کرد.

there are specific techniques for shaping the garboard.

تکنیک های خاصی برای شکل دادن به گربورد وجود دارد.

the garboard needs to be sealed properly to prevent leaks.

گربورد باید به درستی آب بندی شود تا از نشتی جلوگیری شود.

during the repair, we replaced the old garboard with a new one.

در طول تعمیر، گربورد قدیمی را با یک گربورد جدید جایگزین کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید