gasbags

[ایالات متحده]/ˈɡæzbæɡz/
[بریتانیا]/ˈɡæzˌbæɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه‌ای پر از گاز؛ شخصی که زیاد صحبت می‌کند اما ارزش چندانی ندارد

عبارات و ترکیب‌ها

hot gasbags

کیف‌های گازی داغ

air-filled gasbags

کیف‌های گازی پر از هوا

gasbags inflated

کیف‌های گازی متورم

deflated gasbags

کیف‌های گازی تخلیه شده

floating gasbags

کیف‌های گازی شناور

gasbags leak

نشت کیف‌های گازی

colorful gasbags

کیف‌های گازی رنگارنگ

giant gasbags

کیف‌های گازی غول‌پیکر

gasbags storage

نگهداری کیف‌های گازی

gasbags design

طراحی کیف‌های گازی

جملات نمونه

those gasbags are full of hot air.

آن بادجوب‌ها پر از تملق هستند.

he always talks like one of those gasbags.

او همیشه مثل یکی از آن بادجوب‌ها صحبت می‌کند.

don't listen to the gasbags; they don't know what they're talking about.

به آن بادجوب‌ها گوش ندهید؛ نمی‌دانند در مورد چه صحبت می‌کنند.

the politicians are just gasbags making empty promises.

آن سیاستمداران فقط بادجوب‌هایی هستند که وعده‌های پوچ می‌دهند.

her speech was filled with gasbags and no real substance.

سخنرانی او پر از بادجوب‌ها و بدون هیچ ماده‌ای واقعی بود.

gasbags often dominate the conversation without adding value.

بادجوب‌ها اغلب بدون افزودن ارزش، گفتگو را تحت سلطه خود در می‌آورند.

we need less gasbags and more action in this project.

ما به کمتر بادجوب و بیشتر اقدام در این پروژه نیاز داریم.

stop being a gasbag and get to the point!

دیگر مثل بادجوب رفتار نکن و به اصل مطلب بپرداز!

gasbags are often found in every debate.

بادجوب‌ها اغلب در هر بحثی یافت می‌شوند.

the meeting was filled with gasbags who wasted everyone's time.

جلسه پر از بادجوب‌هایی بود که وقت همه را تلف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید