hot gasbags
کیفهای گازی داغ
air-filled gasbags
کیفهای گازی پر از هوا
gasbags inflated
کیفهای گازی متورم
deflated gasbags
کیفهای گازی تخلیه شده
floating gasbags
کیفهای گازی شناور
gasbags leak
نشت کیفهای گازی
colorful gasbags
کیفهای گازی رنگارنگ
giant gasbags
کیفهای گازی غولپیکر
gasbags storage
نگهداری کیفهای گازی
gasbags design
طراحی کیفهای گازی
those gasbags are full of hot air.
آن بادجوبها پر از تملق هستند.
he always talks like one of those gasbags.
او همیشه مثل یکی از آن بادجوبها صحبت میکند.
don't listen to the gasbags; they don't know what they're talking about.
به آن بادجوبها گوش ندهید؛ نمیدانند در مورد چه صحبت میکنند.
the politicians are just gasbags making empty promises.
آن سیاستمداران فقط بادجوبهایی هستند که وعدههای پوچ میدهند.
her speech was filled with gasbags and no real substance.
سخنرانی او پر از بادجوبها و بدون هیچ مادهای واقعی بود.
gasbags often dominate the conversation without adding value.
بادجوبها اغلب بدون افزودن ارزش، گفتگو را تحت سلطه خود در میآورند.
we need less gasbags and more action in this project.
ما به کمتر بادجوب و بیشتر اقدام در این پروژه نیاز داریم.
stop being a gasbag and get to the point!
دیگر مثل بادجوب رفتار نکن و به اصل مطلب بپرداز!
gasbags are often found in every debate.
بادجوبها اغلب در هر بحثی یافت میشوند.
the meeting was filled with gasbags who wasted everyone's time.
جلسه پر از بادجوبهایی بود که وقت همه را تلف کرد.
hot gasbags
کیفهای گازی داغ
air-filled gasbags
کیفهای گازی پر از هوا
gasbags inflated
کیفهای گازی متورم
deflated gasbags
کیفهای گازی تخلیه شده
floating gasbags
کیفهای گازی شناور
gasbags leak
نشت کیفهای گازی
colorful gasbags
کیفهای گازی رنگارنگ
giant gasbags
کیفهای گازی غولپیکر
gasbags storage
نگهداری کیفهای گازی
gasbags design
طراحی کیفهای گازی
those gasbags are full of hot air.
آن بادجوبها پر از تملق هستند.
he always talks like one of those gasbags.
او همیشه مثل یکی از آن بادجوبها صحبت میکند.
don't listen to the gasbags; they don't know what they're talking about.
به آن بادجوبها گوش ندهید؛ نمیدانند در مورد چه صحبت میکنند.
the politicians are just gasbags making empty promises.
آن سیاستمداران فقط بادجوبهایی هستند که وعدههای پوچ میدهند.
her speech was filled with gasbags and no real substance.
سخنرانی او پر از بادجوبها و بدون هیچ مادهای واقعی بود.
gasbags often dominate the conversation without adding value.
بادجوبها اغلب بدون افزودن ارزش، گفتگو را تحت سلطه خود در میآورند.
we need less gasbags and more action in this project.
ما به کمتر بادجوب و بیشتر اقدام در این پروژه نیاز داریم.
stop being a gasbag and get to the point!
دیگر مثل بادجوب رفتار نکن و به اصل مطلب بپرداز!
gasbags are often found in every debate.
بادجوبها اغلب در هر بحثی یافت میشوند.
the meeting was filled with gasbags who wasted everyone's time.
جلسه پر از بادجوبهایی بود که وقت همه را تلف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید