gashes

[ایالات متحده]/ɡæʃɪz/
[بریتانیا]/ɡæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برش‌ها یا زخم‌های عمیق
v. به‌طور عمیق بریدن یا زخم زدن

عبارات و ترکیب‌ها

deep gashes

گودال‌های عمیق

fresh gashes

گودال‌های تازه

painful gashes

گودال‌های دردناک

wide gashes

گودال‌های پهن

long gashes

گودال‌های بلند

visible gashes

گودال‌های قابل مشاهده

multiple gashes

گودال‌های متعدد

irregular gashes

گودال‌های نامنظم

superficial gashes

گودال‌های سطحی

clean gashes

گودال‌های تمیز

جملات نمونه

he fell and gashes appeared on his arm.

او افتاد و خراش‌هایی روی بازویش ظاهر شد.

the tree trunk had deep gashes from the storm.

تنه درخت به دلیل طوفان خراش‌های عمیقی داشت.

she noticed gashes on the surface of the table.

او خراش‌هایی روی سطح میز متوجه شد.

the artist used gashes in the canvas to create texture.

هنرمند از خراش‌ها در بوم برای ایجاد بافت استفاده کرد.

he bandaged the gashes on his leg carefully.

او با دقت خراش‌های روی پایش را پانسمان کرد.

gashes from the accident were visible on the car.

خراش‌های ناشی از حادثه روی ماشین قابل مشاهده بود.

the soldier had gashes on his face from the battle.

سرباز خراش‌هایی روی صورتش از جنگ داشت.

gashes in the ice warned us of the danger ahead.

خراش‌های روی یخ ما را از خطر پیش رو آگاه می‌کرد.

the gashes in the wall indicated a struggle.

خراش‌های روی دیوار نشان‌دهنده یک درگیری بود.

she felt the pain from the gashes on her hand.

او درد ناشی از خراش‌های روی دستش را احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید