deep gashes
گودالهای عمیق
fresh gashes
گودالهای تازه
painful gashes
گودالهای دردناک
wide gashes
گودالهای پهن
long gashes
گودالهای بلند
visible gashes
گودالهای قابل مشاهده
multiple gashes
گودالهای متعدد
irregular gashes
گودالهای نامنظم
superficial gashes
گودالهای سطحی
clean gashes
گودالهای تمیز
he fell and gashes appeared on his arm.
او افتاد و خراشهایی روی بازویش ظاهر شد.
the tree trunk had deep gashes from the storm.
تنه درخت به دلیل طوفان خراشهای عمیقی داشت.
she noticed gashes on the surface of the table.
او خراشهایی روی سطح میز متوجه شد.
the artist used gashes in the canvas to create texture.
هنرمند از خراشها در بوم برای ایجاد بافت استفاده کرد.
he bandaged the gashes on his leg carefully.
او با دقت خراشهای روی پایش را پانسمان کرد.
gashes from the accident were visible on the car.
خراشهای ناشی از حادثه روی ماشین قابل مشاهده بود.
the soldier had gashes on his face from the battle.
سرباز خراشهایی روی صورتش از جنگ داشت.
gashes in the ice warned us of the danger ahead.
خراشهای روی یخ ما را از خطر پیش رو آگاه میکرد.
the gashes in the wall indicated a struggle.
خراشهای روی دیوار نشاندهنده یک درگیری بود.
she felt the pain from the gashes on her hand.
او درد ناشی از خراشهای روی دستش را احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید