paper rips
پارگی کاغذ
fabric rips
پارگی پارچه
clothes rips
پارگی لباس
torn rips
پارگی پاره
quick rips
پارگی سریع
strong rips
پارگی قوی
sudden rips
پارگی ناگهانی
clean rips
پارگی تمیز
minor rips
پارگی جزئی
major rips
پارگی اساسی
the storm rips through the town, causing extensive damage.
طوفان از میان شهر عبور کرده و خسارت گستردهای وارد میکند.
she rips open the package to see what's inside.
او بسته را باز میکند تا ببیند داخل چه چیزی است.
the athlete rips the competition apart with his speed.
آن ورزشکار با سرعت خود، رقابت را از هم میپاشد.
he rips the paper into tiny pieces for recycling.
او کاغذ را به تکههای کوچک برای بازیافت میریزد.
the movie rips at your heartstrings with its emotional scenes.
صحنههای احساسی فیلم، قلب شما را به درد میآورد.
the fabric rips easily if you pull it too hard.
اگر آن را بیش از حد بکشید، پارچه به راحتی پاره میشود.
he rips through the book in just a few hours.
او کتاب را در عرض چند ساعت ورق میزند.
she rips the band-aid off quickly to avoid the pain.
او به سرعت بانداژ را میکَند تا از درد جلوگیری کند.
the wind rips the leaves from the trees.
باد برگها را از درختان میچیند.
the comedian's jokes rips the audience with laughter.
جکهای کمدین باعث میشوند که مخاطبان از خنده منفجر شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید