gaud

[ایالات متحده]/ɡɔːd/
[بریتانیا]/ɡɔd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زینت یا تزیین نمایشی؛ چیزی که به طرز افراطی جذاب است اما ارزش کمی دارد
Word Forms
جمعgauds

عبارات و ترکیب‌ها

gaud and glitter

درخشش و جلال

gaud of fashion

جلال مد

gaud in design

جلال در طراحی

gaud of art

جلال هنر

gaud and show

جلال و نمایش

gaud of life

جلال زندگی

gaud and charm

جلال و جذابیت

gaud of style

جلال سبک

gaud in nature

جلال در طبیعت

gaud of celebration

جلال جشن

جملات نمونه

he decided to gaud his room with bright colors.

او تصمیم گرفت اتاق خود را با رنگ‌های روشن تزئین کند.

the artist loved to gaud his paintings with intricate details.

هنرمند عاشق تزئین نقاشی‌های خود با جزئیات پیچیده بود.

she wore a gaud necklace that caught everyone's attention.

او یک گردنبند تزئینی پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

they planned to gaud the wedding venue with flowers.

آنها برنامه ریزی کردند که محل برگزاری عروسی را با گل تزئین کنند.

the festival was gaud with lights and decorations.

جشنواره با نور و تزئینات تزئین شده بود.

he tends to gaud his speeches with exaggerated claims.

او معمولاً سخنرانی های خود را با ادعاهای اغراق آمیز تزئین می کند.

she likes to gaud her social media posts with emojis.

او دوست دارد پست های رسانه های اجتماعی خود را با ایموجی تزئین کند.

the interior designer chose to gaud the space with modern art.

طراح داخلی تصمیم گرفت فضای داخلی را با هنر مدرن تزئین کند.

he found a way to gaud his resume with impressive achievements.

او راهی برای تزئین رزومه خود با دستاوردهای چشمگیر پیدا کرد.

the children gaud their drawings with bright crayons.

کودکان نقاشی های خود را با مدادهای رنگارنگ تزئین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید