gaussing

[ایالات متحده]/ɡausɪŋ/
[بریتانیا]/ɡausɪŋ/

ترجمه

n. واحد چگالی شار مغناطیسی

عبارات و ترکیب‌ها

gaussing effect

اثر گاوسی

gaussing method

روش گاوسی

gaussing noise

نویز گاوسی

gaussing filter

فیلتر گاوسی

gaussing function

تابع گاوسی

gaussing curve

منحنی گاوسی

gaussing distribution

توزیع گاوسی

gaussing model

مدل گاوسی

gaussing approximation

تقریب گاوسی

gaussing process

فرآیند گاوسی

جملات نمونه

gaussing the image helps improve its clarity.

استفاده از روش گاوسی به بهبود وضوح تصویر کمک می کند.

the software uses gaussing techniques for better results.

نرم افزار از تکنیک های گاوسی برای نتایج بهتر استفاده می کند.

gaussing can reduce noise in the data.

گاوسی می تواند نویز را در داده ها کاهش دهد.

we applied gaussing to enhance the photograph.

ما از گاوسی برای افزایش کیفیت عکس استفاده کردیم.

gaussing is essential in image processing.

گاوسی در پردازش تصویر ضروری است.

they discussed gaussing methods at the conference.

آنها روش های گاوسی را در کنفرانس مورد بحث قرار دادند.

understanding gaussing is crucial for data analysis.

درک گاوسی برای تجزیه و تحلیل داده ها بسیار مهم است.

gaussing techniques can help in pattern recognition.

تکنیک های گاوسی می توانند به شناسایی الگو کمک کنند.

he demonstrated gaussing in his research project.

او گاوسی را در پروژه تحقیقاتی خود نشان داد.

we need to consider gaussing effects in our calculations.

ما باید اثرات گاوسی را در محاسبات خود در نظر بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید