detecting

[ایالات متحده]/dɪˈtɛktɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈtɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشف کردن یا شناسایی وجود چیزی
n. عمل شناسایی

عبارات و ترکیب‌ها

detecting errors

تشخیص خطا

detecting changes

تشخیص تغییرات

detecting anomalies

تشخیص ناهنجاری‌ها

detecting patterns

تشخیص الگوها

detecting threats

تشخیص تهدیدها

detecting signals

تشخیص سیگنال‌ها

detecting fraud

تشخیص تقلب

detecting issues

تشخیص مشکلات

detecting motion

تشخیص حرکت

detecting presence

تشخیص حضور

جملات نمونه

detecting fraud is crucial for financial institutions.

تشخیص تقلب برای موسسات مالی بسیار مهم است.

the software is capable of detecting malware in real-time.

این نرم‌افزار قادر به تشخیص بدافزارها در زمان واقعی است.

detecting early signs of illness can save lives.

تشخیص علائم اولیه بیماری می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

scientists are detecting changes in climate patterns.

دانشمندان در حال شناسایی تغییرات در الگوهای آب و هوایی هستند.

detecting motion can trigger the security alarm.

تشخیص حرکت می‌تواند باعث فعال شدن آژیر امنیتی شود.

detecting errors in the code is essential for software development.

تشخیص خطاها در کد برای توسعه نرم‌افزار ضروری است.

the device is designed for detecting gas leaks.

این دستگاه برای تشخیص نشت گاز طراحی شده است.

detecting changes in behavior can indicate stress in animals.

تشخیص تغییرات در رفتار می‌تواند نشان‌دهنده استرس در حیوانات باشد.

they are detecting network vulnerabilities to improve security.

آنها در حال شناسایی آسیب‌پذیری‌های شبکه برای بهبود امنیت هستند.

detecting the source of the problem is the first step to a solution.

تشخیص منبع مشکل اولین قدم برای یافتن راه حل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید