He felt gawky and awkward at the school dance.
او در رقص مدرسه احساس دست و پا چلفتی و ناراحتی میکرد.
She was always a bit gawky as a teenager.
او همیشه در دوران نوجویی کمی دست و پا چلفتی بود.
The gawky teenager stumbled over his words in front of his crush.
آن نوجوان دست و پا چلفتی در مقابل کسی که دوستش بود، مکث کرد و صحبتش را به هم ریخت.
Her gawky movements drew attention to her in the crowded room.
حرکات دست و پا چلفتیاش باعث جلب توجه به سمت او در اتاق شلوغ شد.
He tried to hide his gawky nature by practicing dance moves in private.
او سعی کرد با تمرین حرکات رقص به صورت خصوصی، طبیعت دست و پا چلفتی خود را پنهان کند.
The gawky boy knocked over a stack of books in the library.
آن پسر دست و پا چلفتی، انبوهی از کتابها را در کتابخانه واژگون کرد.
Despite his gawky appearance, he was a talented musician.
با وجود ظاهر دست و پا چلفتیاش، او یک نوازنده با استعدادی بود.
She felt gawky and out of place at the fancy gala.
او در مهمانی مجلل احساس دست و پا چلفتی و دور از حال و هوای آنجا میکرد.
The gawky puppy tripped over its own feet while playing in the yard.
آن توله سگ دست و پا چلفتی در حین بازی در حیاط، روی پای خود جا خوش کرد.
Her gawky attempts at flirting made him smile.
تلاشهای دست و پا چلفتیاش برای flirt کردن باعث خندهاش شد.
I gazed at this gawky general and said OK.
من به این ژنرال دست و پا چلفتی خیره شدم و گفتم باشه.
منبع: Pan PanHe sat down in one of the hard gray chairs. I stared at him. He was a gawky long-legged man with a bony face and receding hair.
او روی یکی از صندلیهای خاکستری و سخت نشست. من به او خیره شدم. او مردی دست و پا چلفتی، با اندام بلند، چهره استخوانی و موهای پسرفته بود.
منبع: The Long Farewell (Part 1)He had made his name on the professional golfing scene at 19, still a gawky lad continually hitching up his trousers, throwing away a lead with sublime impatience at Royal Birkdale in 1976.
او در سن 19 سالگی، نام خود را در صحنه گلف حرفهای ساخته بود، هنوز هم پسری دست و پا چلفتی که دائماً شلوارش را بالا میکشید و با بیصبری فوقالعاده، در Royal Birkdale در سال 1976، یک امتیاز را از دست میداد.
منبع: The Economist - ComprehensiveHe felt gawky and awkward at the school dance.
او در رقص مدرسه احساس دست و پا چلفتی و ناراحتی میکرد.
She was always a bit gawky as a teenager.
او همیشه در دوران نوجویی کمی دست و پا چلفتی بود.
The gawky teenager stumbled over his words in front of his crush.
آن نوجوان دست و پا چلفتی در مقابل کسی که دوستش بود، مکث کرد و صحبتش را به هم ریخت.
Her gawky movements drew attention to her in the crowded room.
حرکات دست و پا چلفتیاش باعث جلب توجه به سمت او در اتاق شلوغ شد.
He tried to hide his gawky nature by practicing dance moves in private.
او سعی کرد با تمرین حرکات رقص به صورت خصوصی، طبیعت دست و پا چلفتی خود را پنهان کند.
The gawky boy knocked over a stack of books in the library.
آن پسر دست و پا چلفتی، انبوهی از کتابها را در کتابخانه واژگون کرد.
Despite his gawky appearance, he was a talented musician.
با وجود ظاهر دست و پا چلفتیاش، او یک نوازنده با استعدادی بود.
She felt gawky and out of place at the fancy gala.
او در مهمانی مجلل احساس دست و پا چلفتی و دور از حال و هوای آنجا میکرد.
The gawky puppy tripped over its own feet while playing in the yard.
آن توله سگ دست و پا چلفتی در حین بازی در حیاط، روی پای خود جا خوش کرد.
Her gawky attempts at flirting made him smile.
تلاشهای دست و پا چلفتیاش برای flirt کردن باعث خندهاش شد.
I gazed at this gawky general and said OK.
من به این ژنرال دست و پا چلفتی خیره شدم و گفتم باشه.
منبع: Pan PanHe sat down in one of the hard gray chairs. I stared at him. He was a gawky long-legged man with a bony face and receding hair.
او روی یکی از صندلیهای خاکستری و سخت نشست. من به او خیره شدم. او مردی دست و پا چلفتی، با اندام بلند، چهره استخوانی و موهای پسرفته بود.
منبع: The Long Farewell (Part 1)He had made his name on the professional golfing scene at 19, still a gawky lad continually hitching up his trousers, throwing away a lead with sublime impatience at Royal Birkdale in 1976.
او در سن 19 سالگی، نام خود را در صحنه گلف حرفهای ساخته بود، هنوز هم پسری دست و پا چلفتی که دائماً شلوارش را بالا میکشید و با بیصبری فوقالعاده، در Royal Birkdale در سال 1976، یک امتیاز را از دست میداد.
منبع: The Economist - Comprehensiveلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید