gearings

[ایالات متحده]/ˈɡɪərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡɪrɪŋz/

ترجمه

n. عمل درگیر شدن یا اتصال دنده‌ها؛ دستگاه مکانیکی که قدرت را منتقل می‌کند؛ نسبت اهرمی در مالی
v. حال استمراری دنده

عبارات و ترکیب‌ها

gearings adjustment

تنظیم دنده

gearings system

سیستم دنده

gearings ratio

نسبت دنده

gearings design

طراحی دنده

gearings maintenance

نگهداری دنده

gearings analysis

تجزیه و تحلیل دنده

gearings selection

انتخاب دنده

gearings assembly

مونتاژ دنده

gearings performance

عملکرد دنده

gearings optimization

بهینه‌سازی دنده

جملات نمونه

the gearings in this machine need to be replaced.

قطعات دنده این دستگاه نیاز به تعویض دارند.

adjusting the gearings can improve performance.

تنظیم دنده ها می تواند عملکرد را بهبود بخشد.

different gearings are used for various terrains.

دنده های مختلف برای مناطق مختلف استفاده می شوند.

the gearings must be lubricated regularly.

دنده ها باید به طور منظم روغن کاری شوند.

she checked the gearings before the race.

او دنده ها را قبل از مسابقه بررسی کرد.

understanding gearings is essential for mechanics.

درک دنده ها برای مکانیک ها ضروری است.

the gearings affect the speed of the vehicle.

دنده ها بر سرعت خودرو تأثیر می گذارند.

he fine-tuned the gearings for better efficiency.

او دنده ها را برای بهبود کارایی تنظیم دقیق کرد.

the gearings of this bike are very smooth.

دنده های این دوچرخه بسیار نرم هستند.

replacing old gearings can extend the life of the equipment.

تعویض دنده های قدیمی می تواند عمر تجهیزات را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید