geest

[ایالات متحده]/ɡiːst/
[بریتانیا]/ɡiːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انباشتگی باستانی مواد سطحی; انباشتگی باستانی مواد سطحی

عبارات و ترکیب‌ها

geest of adventure

روح ماجراجویی

in the geest

در روح

geest of creativity

روح خلاقیت

geest of innovation

روح نوآوری

free geest

روح آزاد

geest of unity

روح وحدت

geest of change

روح تغییر

geest of teamwork

روح کار گروهی

geest of resilience

روح تاب‌آوری

positive geest

روح مثبت

جملات نمونه

she has a strong geest for creativity.

او استعداد قوی برای خلاقیت دارد.

he has a knack for understanding the geest of the team.

او استعداد درک روحیه تیم را دارد.

it's important to have a positive geest in challenging situations.

داشتن روحیه مثبت در شرایط چالش برانگیز مهم است.

the geest of the festival was contagious.

روحیه جشنواره مسری بود.

she embodies the geest of innovation.

او تجسم روحیه نوآوری است.

we need to capture the geest of our culture.

ما باید روح فرهنگ خود را به دام بیاندازیم.

his speech inspired a geest of unity among the crowd.

سخنرانی او الهام بخش یک روحیه وحدت در میان جمعیت شد.

the geest of adventure drives him to explore new places.

روحیه ماجراجویی او را به کاوش مکان های جدید سوق می دهد.

they worked together with a geest of collaboration.

آنها با روحیه همکاری با هم کار کردند.

having a strong geest can help overcome obstacles.

داشتن یک روحیه قوی می تواند به غلبه بر موانع کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید